نظریه های جامعه شناسی
معرفی کتاب : نظریه های جامعه شناسی مولف : دکتر غلام عباس توسلی
درآمدی برمکاتب ونظریه های جامعه شناسی مولف : دکتر حسین ابوالحسنی تنهایی از نشر مرندیز
تعریف دانش جامعه شناسی : دانش جامعه شناسی عبارت است از علمی که روابط متقابل اجتماعی نسبتاً پایدار را در حالت های ایستایی شناسی و پویایی شناسی اجتماعی در سطوح مختلف جامعه شناختی مورد بررسی قرار می دهد وبدین وسیله با گرایش به تعهداجتماعی در جهت شناخت مضلات و مسایل اجتماعی تلاش کرده و سعی در رفع آنها می کند
کارکرد افراد جامعه : تولید نسل
اجتماعی کردن فرزندان
مراقبت و نگهداری از کودکان ،ناتوانان ، سالمندان
انتقات توارث ( وراثت )
تنظیم رفتار جنسی
امنیت اقتصادی
امنیت روانی
* 14/12/1389
روش علمی : روش علمی عبارت است از تشکیل مجموعه ای از معرفت علمی از طریق مشاهده آزمایش تامیم واثبات می باشد پس هر قانون علمی بایستی براساس شواهد تجربی استوار باشد بنابراین هر گاه اختلافی در موارد مشاهده صورت می گیرد قضاوت جامعه متخصصین با صلاحیت مشخص مبنا قرار می گیرد
جایگاه شناخت در مباحث نظریه های جامعه شناسی : نخستین مفهومی که در نظریه های جامعه شناسی مطرح می شود مفهوم شناخت است یکی از ویژگی های شناخت فرآیندی بودن آن است یعنی از نقطه ای آغاز می شود و پس از طی مراحلی نهایتاً به جایی ختم می شود از طرفی شناخت و کسب معرفت نسبت به موضوعی زمانی حاصل می شود که بتوان میان آن موضوع و سایر پدیده ها تفاوت و تمایز قائل شود بنابراین اصل تقابل ویژگی دوم شناخت محسوب می شود تبعیت از اصل تقابل برای شناخت اموری ضروری و اجتناب نا پذیر است حتی در تعریف واژه شناخت هم که فرآیندی از جهل به سوی علم است میان علم و جهل تقابل وجود دارد
* 20/1/1390
مراحل تشکیل نظریه
1- تقــابل: اولین مرحله تشکیل نظریه مبتنی براصل تقـابل است به دین معنی که ما باموفقیتی رو به رو می شویم که برایمان نامطلوب یا مبهم است و نسبت به آن شناختی نداریم در اصطلاح مواجه با مشکل یا مسئله شدیم
2- فرضیه سازی : انسان در برخورد با مشکلات و شرایط نا مطلوب دچار تنش و ناراحتی می شود چون این وضعیت قابل تحمل نیست بنابراین به دنبال تغییر آن اقدام می کند اولین کاری که در تغییر انجام می دهد فرضیه سازی است ممکن است فرضیه ها درست یا نادرست باشد
3- جمع آوری اطلاعات : بر اساس فرضیات ارائه شده اقدام به جمع آوری اطلاعات در باره پدیده یا مشکلی که با آن مواجه شدیم می نمائیم
4- محک آزمون داده ها : اطلاعات گرد آوری شده به محک آزمون گذارده می شود یعنی آزمایش علمی اطلاعات صورت می پذیرد
5- نتیجه گیری : در این مرحله با نتیجه گیری از آزمون در می یابیم که آیا فرضیه ها ی ارائه شده تأئید می شوند یا رد می شوند به عبارت دیگر آیا پاسخی مناسب برای حل مشکل خود یافته ایم
6- مرحله تشگیل نظریه : با عبور از پنج مرحله روش تحقیق می توان به استنتاج جامعه شناختی دست یافت ولی هنوز نظریه جامعه شناختی تسکیل نگرفته تا اینجا ی کار ، یک خبر نگار نیز می تواند پژوهش انجام دهد
ولی جامعه شناس از این به بعد شروع می شود او بایستی نتایج بدست آمده را در قالب نظام فلسفی جای دهد و به فهمی عمیق تر و کسترده تر دست یابد بنابر این اقدام به تأمیم نتایج بدست آمده از تحقیقات به شکل قانونی علمی در جامعه می نماید از همین مرحله است که نظریه جامعه شناسی شکل می گیرد و کار کرد اصلی آن عبارت است از توزیع تفسیر و پیش بینی رخدادها و همچنین تدوین قالبی است که پدیده ها در آن معنی می گیرند
نکته : فرآیند تشکیل نظریه بر دو بعد استوار است
1- نتایج تحقیقات علمی موجود و آتی
2- مبتنی بودن بر نتایج تفگرات و بینش های فلسفی
اومانیسم ( انسان گرائی ) پوزیتونیسم (اثبات گرائی )
لیبرالیسم ( آزادی )
دهنیسم ( لذت گرائی حول محور اقتصادی )
ستنیسم ( شیطان پرستی ) - اگویسم ( خودگرائی )- سکولاریسم (جدای دین از سیاست ، جدائی دین از علم ، دنیوی سازی دین ) - پلورالیسم (کثوت گرائی )
* 27/1/1390
فرضیه نظریه قانون مکتب پارادایم
نظریه : نظریه یا تئوری مجموعه نظرات نظم پافته ای است که در باره موضوعی معین به کار می رود پاسخی است به یکی از ابتدائی ترین نیاز های بشریت است چراکه انسان در برابر وقایع و آنچه در پیرامونش می گذرد نمی توان بی تفاوت باشد از این رو در ابتدایی ترین حالت کوششهایی در جهت طبقه بندی و تبعین عناصر هستی می نماید ابتداء نظریه توسط نظریه پردازان به ترکیب عناصر پراکنده و تلفیق آن در کلی هماهنگ صورت می پذیرد
- امروزه نظریه بطور عام به بررسی کلی ووسیع مسائل از راه تفکر و تخیل اتلاق می شود بی آنکه این بررسی الزاماً رابطه ای با عمل داشته باشد
- نظریه از دیدگاه تجربی کوش عملی در راه جمع آوری شواهد و یافته های تجربی و بر قرارکردن همبستگی بین یافته ها و تبعین آنها از طریق استقراء است بدون آنکه تصور و تخیل یا توضیحی اضافه بر مشاهدات تجربی در آن بکار رود
- نظریه مجموعه ای از قانون ها است که بر مبنای قواعد منطقی با یک دیگر در ارتباط بوده به این ترتیب رکن اصلی نظریه قانون مندی است
- نظریه هم نگری جامع قضایای متعدد در قالب یک مجموعـه پیوسته و منطقی است که به کمک آن می توان برخی از پدیده ها را تبعین کرد
* 3/2/1390
کاربرد نظریه: قبل ازهرچیز بایدگفت نظریه هرچه باشداز پاره ای جهات نارسااست ودقیقاً با واقعیت عینی منطبق نمی شودتفکرنظری در باره هر دیدگاهی پاره ای ملاحضات انتقادی دارد به هرحال نظریه بعنوان یک معقوله بامعنی بخش ضروری کار بردعملی است ودرنتیجه ضرورت دارد نظریه جامعه شناسی رابطه سریع وروشن باعمل اجتماعی داشته باشدنظریه اجتماعی امری ضروری است که نمی توان ازآن غفلت کرد به عبارت ساده ترهمگی ما در زندگی روزمره ودرانتخاب های خود به درست یا غلط نظریه پرداز اجتماعی هستیم و در هر مورد که پیش آید اظهار نظر می کنیم و مدل ذهنی مان در عمل و کارمان نفوذ می کند
معمولاً نظریه هایی را به کار می گیریم که بیشتر از جهان ذهنی خودمان بر نخواسته است بلکه از جای دیگری اقتباس و اخذ شده است یعنی اغلب خودمان واضع نظریه نیستیم هر چند وجی از نظریه پردازی ها یمان در وجود خود داریم و گونه های خاصی از نظریه پردازی ها اهم از جامعه شناختی روان شناسی اخلاقی و سیاسی را در فعالیتهای خودمان بکار می گیریم بنابر این می توان گفت نظریه جامعه شناختی محصول خود آگاهی اجتماعی جز ضروری تفکر است که با آشکار ساختن مسائل نامرعی و غیر آگاهانه درک روشن مسائل اجتماعی را ممکن می سازد بطور کلی هر فرد انسانی هنگامی که به تجرید تأمیم پیش گوئی و تصمیم گیری می پردازد
نمایه آسیب شناسی رابرت مرتن
|
تشکل ساختی |
اهداف |
راههای رسیدن به هدف |
خرده فرهنگ |
|
بهنجار |
+ |
+ |
همنواگرایان |
|
نابهنجار
کجرو
|
- + - - +
|
+ - - - +
|
مناسک گرایان نوآوران واگرایان شورشی یا انقلابیون
|
* 10/2/1390
فایده نظریه :
از نظر جامعه شناختی فواید متعددی انتظار می رود که می توان بعضی از آنها را با توجه به نظر برخی از نظریه شناسان به شرح ذیل خلاصه نمود
1- نظریه می تواند افکار جدیدی را در روند حل مسائل نظری بر انگیزد
2- نظریه ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحت ارائه دهد بطور ی که بتوان یک توصیف جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرد
3- تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است به نظریات تازه ای منجر گردد
4- نظریه ممکن است الهام بخش فرضیات علمی تازه ای باشد
مکتب نوسازی ماریون لوی
|
جوامع نسبتاً نوسازی شده |
جوامع نسبتاً نوسازی نشده |
|
درجه بالای تخصص گرائی و وابستگی متقابل سازمانها |
در جه پائین تخصص گرایی |
|
قوائد فرهنگی مبتنی بر عقلانیت |
درجه بالای خود اتکائی |
|
عام گرایی و کارکردهای اختصاصی و همچنین درجه بالای امرکز گرائی |
اصول فرهنگ مبتنی بر سنت و خواست گرائی |
|
تأکید نسبتاً زیاد به گردش پول و سرمایه در بازار |
تآکید اندک بر گردش پول و سرمایه در بازار |
|
نیاز به جداکردن دیوان سالاری از دیگر زمینه های زندگی |
حاکمیت اصول قوائد خانوادگی نظیر خویشاوند گرائی |
|
جریان دو طرفه کالاو خدمات بین شهر و روستا |
جریان یک طرفه کالا و خدمات از روستا به شهر |
* 17/2/1390 تعطیل رسمی
* 24/2/1390
تعریف مکتب : حوزه تفکر علمی یا گرایش های فکری مشابه و نزدیک به هم را که احتمالاً یک دیگر را تحت تأ ثیر قرار می دهند و یا زمینه های خاصی را برای تحقیق و نظریه پردازی ممکن است بپذیرند مکتب می نامند معمولاً هر مکتبی حول یک محور اندیشه اصلی و یک بمیان گذار مکتب تشکیل می شود پیروانش اصول و ضوابط و نحوه تفکر آن را دنبال می کنند مکتب با توجه به گرایش ها و نظریه های مختلف درونی اش نسبت به نظریه کلی تر و عامل تر است البته نظریه بر خلاف مکتب ساخت علمی دارد
مشابهت های مکتب و نظریه : با مطالعـه تاریخ علــم در خواهیـم یافت که در میـان بسیاری از نظرات و شیوه های تبعین پدیده های علمی وجوه کلی علمی و مشترکی به چشم می خورد که می توان بر اساس آن اندیشه پردازان و متفکرین را در یک مجموعه بزرگتری دسته بندی نمود این ویژگی ها اصول موضوعه و مفروضات مسلم هر دیدگاهی را شامل می شود بنابراین مکاتب جامعه شناسی زمانی می توانند به اصولی کلی دست یابند که آن اصول عبارتند از : 1- میان چندین نظریه پرداز مشترک باشند 2- اصول موضوعه و مفروضات اولیه آن مورد قبول همه نظریه پردازان باشد 3- روش های تحقیق نسبتاً مشابهی داشته باشند و روش شناسی مشترکی به کاربرند 4- نتایج کلی مطالب قابل تأمیم به جوامع دیگر در سراسر تاریخ باشد
مکتب وابستگی : در مقابل نارسایی های مکتب نوسازی شکل گرفت فرانک با انتقاد از مکتب نوسازی بیان می کند بیشتر معقولات نظر و سیاست های توسعه پیشنهادی از سوی مکتب نوسازی منحصراً از تجربه تاریخی جوامع پیش رفته سرمایه داری در اروپا و آمریکای شمالی برگرفته شده اند بدین لحاظ نمی توانند به شناخت ما از مسائل رو در روی کشورهای جهان سوم کمکی بکنند وی معتقد است نخستین ضعف مکتب نوسازی ارائه یک تبعین درونگرا از توسعه جهانی است در حالی که مشکل جوامع عقب مانده یک مشکل برون گرا یی است وی معتقد است عقب ماندگی کشورهای جهان سوم را نمی توان با شیوه های زندگی فودالی توضیح داد
فرانک برای حل مشکل جوامع عقب مانده الکوی متروپل قمر را ارائه نموده است 1- برخلاف توسعه متروپل جهانی قمر مرکز هیچ قمردیگری قرار نمی گیرد توسعه متروپل های ملی منوط به موفقیت اقتصادی مراکز آنها ست 2- قمرها بیشترین توسعه اقتصادی خودرا زمانی تجربه می کنند که پیوند شان با متروپل در ضعیف ترین حد قرار بگیرند 3- با آزاد شدن متروپل از بحران و برقراری مجدد روابط تجاری و سرمایه گذاری های آن که به جلب کامل اقمار در درون سیستم می انجامد توسعه صنعتی در مناطق مربوط از حرکت بازمی ماند 4- عقب مانده ترین و فودالی ترین مناطق امروز در جهان همان مناطقی هستند که در گذشته دارای نزدیک ترین پیوندها با متروپل ها بوده اند
31/2/1390
دسته بندي مكاتب جامعه شناسي
آكوست كنت كارل ماركس هربرت تفهيمي- ماس وبر
اميل دوركيم مارگوزه پديدار شناسي- ماكس شلر
تالكوت پازسونز مردم روش – ادموند هوسرل
رابرت موتن رفتار گرائي- هربرت ميد
كنش متقابل نمادين- هربرت بلومر
تفاوت های عوامل گرایی و تفسیر گرایی :
1- مکاتب عواملی فرآیند اجتماعی جامعه و کنش های اجتماعی را محصول و معلول تعدادی از عوامل یا متغیرهایی می دانند که به نا گزیربه تبعین و تحلیل جبرگرایی ره می سپارد اما مکاتب تفسیری بر این باورندجامعه و کنش های اجتماعی موضوع اصلی مطالعه جامعه شناسی هستند نه عوامل تأثیر گذار
2- جامعه شناسی تفسیری سعی در فهم گروههای اجتماعی و کنش های جامعه شناختی دارد نه ارادئه تفسیرهای شخصی در صورتی که مکاتب عواملی با انتخاب گزینه ها و متغیرها پیش از تحقیق در موضوع جامعه شناسی آن را تفسیر می کنند به عبارتی عواملیون جامعه را از دیدگاه خودشان می بینند ولی تفسیر گرایی جامعه را از دید مردم می نگرند
3- جامعه شناس عواملی میل به اخلاق قوم مداری پیدا کرده و جوامع مورد مطالعه را با ملاک های خودشان می بینند در حالی که جامعه شناس تفسیری هر جامعه را در حد و مقام خود آن جامعه می بیند و سعی در شناخت و تفسیر های آن دارد
* 7 /3 /1390
رابطه فرضیه با قانون
حدس هوشمندانه که پس از مشاهده یک پدیده برای بیان علت و معلولی یا علت وقوع آن پدیده ارائه می گرددفرضیه شناخت می شود هر گاه یک فرضیه ای با تجربیات متعدد و در موارد مختلف و در موقعیتهای متفاوت با اثباط رسد می توان به سطح یک قانون ارتقاء یابد در چنین حالتی کسانی که با چنین فرضیه ای سرو کار دارند لزومی ندارد که هر بار به تحقیق مجددبپردازند و از نوع آن فرضیه را به آزمون گذارند بر عکس این افراد باید از فرضیه مذکور فرضیه های تازه ای استنتاج کنند در این صورت فرضیه حالت قانون پیدا می کند تنها وجه تمایز میان فرضیه و قانون مربوط به تعیین رابطه منطقی و درجه وضوح و تأییدی است که میان رابطه ابراز شده است اگر این رابطه بصورت روشن و منطقی بیان گردد از حالت فرضیه خارج شده و به فرضیه علمی ارتقاء می یابد چنانچه این رابطه با تعداد بی شماری واقعیت و امور بدیهی تأیید شود و آن را قانون می شناسیم
تفاوت قانون با نظریه
قوانین علمی پدیده هایی را توضیح می دهند که در ارتباط با پرسش «چه » مواجه می شویم به عبارتی به پرسش هایی پاسخ می دهیم که با «چه » آغاز می شود در حالی که نظریه ها علت پدیده ها را شرح می دهند و در واقع به پرسشهایی پاسخ می دهند که با «چه » آغاز می شود با توجه به مبحث قبلی می توان چنین استنباط نمود قانون رابطه نسبتاً ثابت میان اجزاء یک پدیده را مشخص می سازد و تفاوت قانون با نظریه در نتیجه تحقیقات است بعنوان مثال اگر در جستجوی جوابی برای علل مهاجرت مستمر ساکنین نقطه «الف » نبود امکانات تحصیلی بوده است این یک قانون جامعه شناسی است که به این صورت بیان می شود هر گاه امکانات تحصیلی در نقطه «الف » رو به نقصان رود امکان مهاجرت مردم به نقطه «ب » افزایش می یابد این تنها یک مدل فکری است که عینی تر شده است ودر چارچوب قانون وابستگی متبلور گشته است هنوز نمی توان آن را نظریه جامعه شناسی شناخت چرا که این مورد خاص در یک موقعیت خاص تحت موقعیت ویژه ای به وجود آمده است هر چقدر هم که معتبر باشد به دلیل برخوردار از روائی و ارتباط محدود نتایج آن قابل تأمیم به کل جامعه نیست بنابر این نتیجه تحقیقات باید با آزمون های مکررتأئید و روایی و اعتبار آن را تأمیم نمود تا مقدمات تأمیم نتیجه تحقیقات موثر شود پس از این مرحله بایستی نتیجه تحقیقات را در قالب نظری سنجید به عبارتی بایستی نتایج بدست آمده را در قالب نظام فلسفی قرار داده تا به فهمی عمیق تر و گسترده تر دست یافت
هستی شناسی کنت
کنت با استفاده از واژه اثبات گرایی بجای علم گرایی معتقد است تمام معارف و علوم بشری به تدریج رشد کرده و کامل شده اند و به نقطه اوج خودشان یعنی اثباط گرایی رسیده اند بنابراین تجربه گرایی جدا از پوزیتویسم نیست بلکه بخشی از ان محسوب میشود علم اثباتی هم نهادی از سایر علوم و علمی پیچیده و مرکب میباشد زیرا درباره اوج تکامل بشری یعنی زندگی اجتماعی به بحث می نشیند بنابراین دو ملاک برای وجه تکاملی جوامع و همین طور علوم معرفی می کند یک وجه پیچیده بودن و دیگری وجه نزدیک بودن آنها به عوامل پیچیده حیاط به اعتقاد کنت هر چه علم از پیچیدگی کمتری برخوردار باشد از انسان دورتر و هر چه به انسان نزدیک تر باشد از پیچیدگی و کامل بودن آن حکایت دارد بدین ترتیب در طبقه بندی کنت ریاضیات اولین علم زیست شناسی و جامعه شناسی از آخرین علوم می باشد زیرا جامعه شناسی آخرین علم بشری و مساوی با پوزیتویسم است
روش شناسی کنت :
اولین کسی که از روشهای تجربی آزمایشی در جامعه شناسی مطرح نمود کنت بود وی با اتکا به روشهای تجربی مراحلی را که یک جامعه شناس و پژوهشگر چنین ترسیم می کند
1- مرحله مشاهده : منظور از مشاهده سرفاًرویت و قایع و شاهد و ناظر بودن بر جریان اتفاق آنها نیست بلکه آثار و بقایای بجا مانده از رخ دادها را مشاهده کرد
2- آزمایش کردن یا آزمودن : باید ببینیم آنچه را که دیدم واقعیت دارد
3- تطابق یا هم سنجی : این مرحله در واقع دنباله جریان مشاهده و آزمایش است باید چندین بار آزمایش را تکرار و نتایج تمام آزمایش ها را با هم مقایسه کرد حتی با نتایج افراد دیگر در همان مطالب خاص به دست آورد ه اند مقایسه نمود
4- هم سنجی تاریخی اگر چه تاکنون نتایج حاصل از مشاهده خودرا آزمایش کرده و آن را با نتایج تحقیقات دیگر تطبیق داده ایم نمی توانیم نظریه علمی ارائه دهیم چرا که باید به نتایج بدست آمده در جوامع گذشته نیز بپردازیم
ایستا شناسی کنت :
کنت در ایستا شناسی اجتماعی جامعه را در حال سکون و آزمایش بررسی می کند این بدان معنی نیست که وی منکر تغییر و تحول باشد وی معتقد است جامعه در حال ثبات و آرامش جامعه سالم است به همین دلیل ایشان مفهوم عوامل اجماع را به کار می گیرد تا بتواند وحدانیت جامعه را در مقابل همه تضادها حفظ کند بنابراین از دو مفهوم ذوب کلی و کثرت گرایی استفاده می کند
عوامل اجماع از نظر کنت :
1- دین : معتقد است تمام ادیان و گروه های مختلف باید تحت شعاع یک دین جامع مسلط و واحد قرار گیرند البته منظور وی از دین دین متا فیزیکی نبوده زیرا اعتقاد به این جور ادیان را متعلق به دوران ما قبل تمدن علمی می داند بنابراین دین از نظر وی مفهوم کاملاً طبیعی و این جهانی دارد که بنام دین مدنی شهری یا اجتماعی مطرح می شود
2- زبان : وی معتقد است زبان مشترکی باید بر تمام مردم حاکم باشد چه زبانی اهمیت ندارد کدام زبان باشد کافی است یک زبان واحد زبان رسمی معرفی گردد
3- نظام تقسیم کار : بدان معنی که قرار دادهای توافق شده بدنبال دست یابی به اهدافی هستیم و برای رسیدن به این اهداف باید اجراء و عناصر یک سیستم کارها و وظایف خاصی را در رابطه با یکدیگر و هم چنین در رابطه با سیستم انجام دهد تا بدین ترتیب سلامت جامعه و حفظ انسجام و ثبات آن که مهمترین هدف محسوب می شود محقق کردد
پویایی شناسی کنت : ازدیدگاه کنت ذهن انسان دارای مراحل رشد است ابتداء شکل ساده ای دارد به تدریج تبدیل به شکل پیچیده تری می گرددبه همین دلیل معتقد است مراحل رشد تاریخ بشر را باید با مراحل رشد ذهن او مطابقت داد وی معتقد است بشر در طول تاریخ سه مرحله را پست سر گذاشته است
1- دوره ربانی یا الهی: در این مرحله انسان هر واقعه ای را از نظر الهی می نگرد و معتقد است ذهن انسان در بدوامر به سادگی ذهن کودک یا فردی که در جامعه ساده روستایی زندگی می کند بوده است به همین دلیل انسان نمی توانسته دلیل یا علت خاصی برای رخ دادهاپیدا کنند انسان نمی توانست زلزله ، آتش فشان و رعد و برق را توضیح دهد زیرا علم و دانش و تکنیکی که آموخته بود هیچ کدام اجازه بررسی اینگونه روابط را به او نمی داد روابط اجتماعی در این دوره مبتنی بر اساس نظامی گری است انسانها هیچ اصول و منطقی علمی در جامعه سراغ ندارد تا از آنها حمایت کنند در چنین جوامعی هیچ قانونی وجود ندارد که ضامن اجرایی داشته باشد جزء اینکه کسی زورمندتر است و همیشه پیروز میدان است پس قدرت یا قانون جنگل حاکم است در این دوره وابستگی به دیگران بر پایه ترس و خون تأثیر گذارترین عوامل در شکل دادن به اجتماع قبیله ای یا روستایی است
2- دوره فلسفی یا مابعد الطبیعه : در این دوره ذهن انسان کمی نسبت به دوره قبلی رشد کرده و در پی فهم علت و پدیده هاست البته به دنبال علت فلسفی است نه علت تجربی در این دوره شکل روابط بر اساس قانون است انسان از جنگ و گریز می ترسد و دوری می جوید لذا می خواهد آن چیز ی را که فکر می کند در درونش هست به شکل رابطه جمعی و قالب مسلط تبدیل کند تا بدین وسیله از تجاوز جلو گیری کند البته بدین معنی نیست که دیگر جنگی وجود ندارد بلکه رفتار از حالت پرخاشگری به قانون تبدیل می شود در این دوره رابطه براساس وابستگی مادر و فرزند نیست بلکه براساس معلم و شاگردی است اگر شاگرد اعتراضی داشته باشد با احترام اعلام می کند
3- دوره اثباتی : مسایل از طریق تجربه و علم بررسی و حل و فصل می گردد دراین دوره به جای اندیشیدن به چرائی به چگونگی می پردازد و عوامل مجرد و متا فیزیکی را چون نمی توان مشاهده و تجربه نموداز حیطه علم خارج نمود، انسان در این دوره به پشت پرده ها کاری ندارد بلکه می خواهد صرفاً عمل را بررسی کند دوره علمی یعنی مشاهده کردن و تجربه نمودن
|
تحلیل ایستایی شناسی |
تحلیل پویایی شناسی | |||
|
حدود جامعه |
تشکیل روابط عاطفی |
نوع جامعه |
دوره | |
|
خانواده |
وابستگی ژرف ـ ترس و خوف |
نظامی |
ربانی یا الهی | |
|
دولت ـ ملت |
احترام متقابل |
قانون |
فلسفی یا مابعدالطبیعه | |
|
جامعه جهانی |
خیر خواهی |
صنعت و سازندگی |
اثباتی یا علمی | |