معرفی کتاب : تفسیر موضوعی نهج البلاغه             مولف : مصطفی دلشاد تهرانی

فصل ششم کتاب برای کنفرانس 2 نمره

فصل مقدمه  50 صفحه     تستی  8 نمره

فصل                          شریحی 10 نمره

معنی نهج البلاغه : را ه روشن

براق : وسیله ای که حضرت محمد (ص) با آن به همراه جبرائیل امین به معراج رفتند ، اول در روی زمین سفرکره و بعد به آسمان رفته است

نهج البلاغه شامل : 241خطبه         79 نامه       489 کلمه قصار می باشد

*  15/12/1389

خطبه 155 و کتاب قصص الانبیا برای مطالعه بیشت

تا صفحه 50 کتاب تدرس شد

* 14/1/1390

فصل اول  خدا شناسی تا صفحه 56 تدریس شد

*  21/1/1390

قسمتی از سوالات تستی 50 صفحه اول را گفتند

*  28/1/1390

درس خدا شناسی را تدریس کردند

*  4/2/1390

درس پیامبری و پیشوایی

*  11/2/1390

کنفرانس

*  18/2/1390

درس اندیشه سباسی  و مابقی سوالات تستی و سئوالات آشنائی با نهج البلاغه (50 صفحه اول )  راگفتند

 

 

1- شریف رضی در وجه تسمیه این گنجینه گران بهاء چه گفته است ؟ پس از تمام شدن چنین دیدم که نامش را نهج البلاغه بگذارم زیرا این کتاب درهای بلاغت و سخنوری را به روی بیننده خود می گشایدو خواسته هایش را به او نزدیک می سازدهم دانشمندو دانشجو را بدان نیاز است و هم مطلوب سخنور و پارسا درآن وجود دارد

2-  متن نهج البلاغه بر اساس نسخه تصحیح چه کسی است و در موارد اخلاقی از نسخه چه کسانی استفاده شده است ؟ متن نهج البلاغـه بر اسـاس نسخه تصحیــح دکتر صبحی صالح است ودر برخی موارد اخلاقی نسخه ابن المودب (قرن پنجم ) و نسخه ابن شدقم (قرن دهم ) گرفته شده است

3-  شیخ محمد عبده در وجه تسمیه این گنجینه گران بهاء چه گفته است ؟ این کتاب جلیل ، مجموعه ای است از سخنان حضرت علی (ع) که سید رضی از سخنان متفرق آن حضرت گزینش و گرد آوری کرده و نام آن را نهج البلاغه نهاده است من اسمی مناسب تر و شایسته تر از این که بر معنای آن دلالت کند سراغ ندارم و بیشتر از آن چه این اسم بر آن دلالت دارد نمی توانم آن را توصیف کنم  

4-  استاد مطهری در وجه تسمیه نهج البلاغه چه گفته است ؟ سید رضی شیفته سخنان علی (ع) بوده است او مردی ادیب و شاعر و سخن شناس بود سید رضی به خاطر همین شیفتگی که به ادب عموماً وبه کلمات علی (ع) خصوصاً داشته بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولی می نگریسته است

5-   نهج البلاغه در چه سالی گردآوری شده و این عصر مصادف با چه دوره ای بوده است ؟ در سال 400 هجری و دوره سوم خلافت عباسیان

6-  دوره نخست خلافت عباسیان از چه سالی تا چه سالی است ویژگی آن چه بود ؟ از سال 132 تا 232 هجری قمری و دوره تثبیت و تحکیم قدرت سیاسی نظامی 

7-  دوره دوم خلافت عباسیان از چه سالی تا چه سالی است و ویژگی آن چه بود ؟ از سال 232 تا 334 هجری قمری و دوره حاکمیت قشریگری و سرگوب اندیشه ورزی

8-   دوره سوم  خلافت عباسیان از چه سالی تا چه سالی است و ویژگی آن چه بود ؟ از سال 334 تا 447  هجری قمری با ورود معزالدوله  احمد بن بویه به دستگاه خلافت عباسی و دگرگون شدن قدرت عباسیان و پیدایش فضای سیاسی جدید شکل گرفت .

9-   در کدام قرن برگسترش تشیع در بغداد و دیگر بلاد استوار شد ؟ قرن چهارم

10-  اوضاع علمی قرن چهارم با توجه به اینکه مساعدترین اوضاع بود این دوره را از نظر پیشرفت فرهنگ و دانش چه دوره ای شمردند ؟ دوره زرین تاریخ اسلام

11-  پدر  شریف  رضی چه نام داشت در چه سالی و به فرمان چه کسی و به کجا تبعید شد ؟ ابو احمد حسین بن موسی ـ در سال 369 هجری قمری ـ به فرمان عضد الدوله دیلمی ـ به فارس تبعید شد

12-    آدمتز دانشمند و شرق شناس سوئیسی دوره تحولات علمی قرن چهارم را چه نامید ؟ دوره رنسانس اسلام  ......

13-  گرد آورنده نهج البلاغه چه نام داشت وی در چه سالی متولد شده و در چه سالی فوت نموده است ؟ ابوالحسن محمد بن حسین موسوی معروف به سید رضی ـ در سال 359 هجری قمری در نیمه دوم سده چهارم هجری ـ و در سال 406 هجری قمری دراوایل قرن پنجم هجری  

14-  سید رضی از جانب پدر با چند واسطه و به کدام امام و از جانب مادر  با چند واسطه و به کدام امام نسبش  می رسد ؟ از سوی پدر با پنج واسطه به امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (ع) و از سوی مادر با شش واسطه به امام چهارم حضرت علی بن الحسین (ع)

15-   چه کسی اورا به ذی الحسبین و شریف رضی ملقب نمود ؟ بهاء الدوله دیلمی

16-  ثعالبی ادیب معاصر با سید رضی ، درباره مقام علمی و ادبی سید رضی چه می نویسد ؟ او اینک نابغه دوران و نجیب ترین بزرگان عراق ، و در عین شرافت نسب و افتخار حسب ، مزین به ادبی نمایان ، فضلی تابان و بهره ای وافر از تمام خوبی ها و نیکویی هاست

17-  تقیه دختر سیف الدوله که در سال 399 هجری قمری در گذشته است چنان شیفته اشعار سید رضی شده بود که کسی را از مصر به بغداد فرستاد تا از دیوان وی نسخه ای بردارد و برایش ببرد .

18-  تألیفات و تصنیفات سید رضی را نام ببرید ؟ حقایق التأویل فی متشابه التنزیل ـ  مجازات الاثارالنبویه ـ دیوان الشریف الرضی ـ  نهج البلاغه

19-  سید رضی در چه روزی ، چه ماهی و چه سالی از دنیا رفتند و چه کسی بر جنازه او نماز گزارد و کجاها دفن شده است ؟ روز یکشنبه ششم محرم سال 406 هجری قمری و فخرالملک بر جنازه او نماز گزارد در خانه خودش و سپس اورا به کربلا بردند و در کنار قبر پدرش دفن کردند

20-  سید رضی در باره نحوه باب بندی نهج البلاغه چه می نویسد ؟ دیدم سخنان آن حضرت حول سه محور است نخست: خطبه هاو فرمان ها ، دوم: نامه ها و پیغام ها ، سوم: کلمات حکمت آمیز وموعظه ها

21- نهج البلاغه گزینشی است بی نظیر از کلام انسانی بی بدیل که شامل  241 خطبه و کلام  79  نامه و مکتوب  و 489 حکمت و موعظه  

22-  الاو ان الیوم المضمار و غداً السباق و السبقه الجنه و الغایه النار اشاره به کدام متن است ؟ آگاه باشید که امروز روز تمرین و فردا روز مسابقه و خط پایان دروازه بهشت و نهایت کار بازمانده آتش است

23-  امام علی (ع) با بکار گرفتن واژه مضمار دنیارا به چه چیزی تشبه کرده است ؟ دنیا را به میدان تربیت و آمادگی برای مسابقه ای بزرگ تشبیه کرده است مسابقه ای که نیاز به آمادگی بسیار دارد

24-   واژه  السبقه برای بهشت  و واژه الغایه برای آتش بکار رفته است

25-  چرا امام علی (ع ) نگفته است السبقه النار (مسابقه برای آتش ) بلکه گفته است  السبقه الجنه (مسابقه برای بهشت ؟ چون مشابقه فقط به سوی چیزی محبوب و مقصد مطلوب است که در اینجا بهشت است و این مقصد در آتش وجود ندارد پس جایز نبود که بگوید والسبقه النار پس گفت والغایه النار

26-  اصحار از چه ماده ای گرفته شده است و به چه معنی می باشد ؟ اصحاراز ماده صحرا گرفته شده است بدین معنی دلایل ئ عذرها مانند صحرا که در آن جا همه چیز روشن و شفاف است در برابر دیدمردم و اداره شوندگان گذشته شود

27-  تعبیر عالم نمایان راجع به چه گروهی است ؟ گروهی که خود را عالم می نامند در حالی که بهره ای از علم ندارند و به جای هدایتگری مردم به تباهگری می پردازند

28-  تفسیر عالم نمایان رابنویسید ؟ دیگری خود را عالم نامیده  ولی عالم نیست بلکه جهالت هایی را از نادانان و ضلالت هایی را از گمراهان فرا گرفته و دام هایی از فریب گسترانیده است کتاب خدارا به رای خویش تفسیر می کند و حق اوچنان که دلخواه اوست تعبیر می نماید

29-   ترجمه عالمها ملجم و جاهلها مکرم چیست ؟ عالم آن دهان دوخته و جاهل آن گرامی داشته

30-   هندسه کلام چیست ؟ هر بخش از کلام امام علی (ع) دارای اتقان ، اعتدال ، موزونی ،پیوند منطقی ، و استواری بیان است

31-   لقب نهج البلاغه چیست ؟ اخ القران

32-  تفسیر لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه چیست ؟ خردمند زبان نمی گشاید مگر پس از آن که با اندیشه خود مشورت کند اما سخنان بیهوده بی خرد بر فکر و اندیشه اش پیشی می گیرد پس چنان است که گویی زبان خردمند پیرو دل اوست و دل بی خرد پیرو زبان اوست

33-  سخن ابن ابی الحدید معتزلی در شرح خطبه زهرا را بیان کنید ؟ هرکس بخواهد فصاحت و بلاغت بیاموزد و برتری سخنان را از یکدیکر بشناسد باید در این خطبه تأمل کند زیرا این خطبه در مقایسه با هرکلام فصیح دیگرغیراز کلام خدا و رسول خدا همانند نسبت ستارگان درخشان به سنگ های تیره زمین است

34-  جرج جرداق مسیحی ادیب بلند پایه لبنانی نهج البلاغه را چه نوع معجزه و اعجاز دانسته است ؟ معجزه قولی و اعجاز ادبی دانسته است

35-  به تعبیر جرج جرداق مسیحی نهج البلاغه چگونه بیانی است ؟ بیانی است که اگر انتقاد کند گویی تندباد خروشانی است اگر فساد و مفسدین را تهدید نمایدهمچون آتشفشان های سهمناک و پر غرش زباله می کشد اگر به استدلال منطقی بپردازد عقل ها و احساسات و ادراکات بشری را مورد توجه قرار می دهد و راه هر دلیل و برهانی را می بنددو عظمت منطقی و برهان خود را ثابت می کند

36-  ابن ابی الحدید معتزلی در باره خطبه مرتبط با آیه «   الهکم التکاثر » چه می نویسد ؟ من به همه آن چه امت ها بدان سوگند یاد می کنند سوگند می خورم که از پنجاه سال پیش تاکنون بیش از هزار بار این خطبه را خواندم و هرگز نشده  آن را بخوانم مگرآنکه در درونم لرزش و ترس و موعظه ای تازه پیدا شده است

37-  امام خمینی کتاب نهج البلاغه را چگونه کتابی معرفی می کند؟ کتاب نهج البلاغه که نازله روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان دربسترمنیت ودرحجاب خودوخودخواهی خودمعجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی واجتماعی ومجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه ابعادیک انسان ویک جامعه بزرگ انسانی اززمان صدورآن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها به وجود آید و ملت ها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غورکنند و غرق شوند

38-  ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خود در صحت و اصالت آن چه می نویسد ؟ بسیاری از هواپرستان می گویند بخشی عظیم از نهج البلاغه را دسته ای از سخنوران شیعی ساخته و پرداخته اند و چه بسا قسمت هایی از این کتاب را به سید رضی و دیگران نسبت داده اند اما اینان کسانی هستند که پرده عصبیت چشم حقیقت بینشان را کور کرده و از راه مستقیم و آشکار حق منحرف گشته اند

39-  برای مطالعه نهج البلاغه و سیر در معارف والای آن به چند روش می توان عمل کرد ؟ روش ترتیبی ـ روش تجزیه ای ـ روش موضوعی ـ ترکیبی از سه روش قبلی

40-  هدف از روش ترتیبی چیست ؟ بررسی و مروری است به ترتیب از ابتدای نهج البلاغه تا انتهای آن یعنی بررسی ترتیبی خطبه ها نامه ها و حکمت ها

41-  معایب و مزایای روش ترتیبی را نام ببرید ؟ روش ترتیبی روشی است زمان بر  و طولانی  اما برای اشراف به همه مباحث و موضوعات نهج البلاغه بسیار مفید است

42-  هدف از روش تجزیه ای چیست معایب و مزایای آن کدام است ؟ در روش تجزیه ای بخشی از نهج البلاغه یا برخی از خطبه ها نامه ها و یا حکمت ها مورد بررسی و شرح قرار می گیرد این روش روشی بخشی نگر و جزئی نگر است طبیعی است که بخش یا جزء انتخاب شده را می توان از وجوه گوناگون و جهات مختلف مورد تامل دقت و بررسی قرار داد و درس آموخت و هدایت شد .

مزیت عمده این روش آن است که می توان خطبه ، نامه ، حکمت و یا بخش مورد نیاز را مطالعه و بررسی کرد و درفرصتی کوتاه به مطالب مورد نظر رسید

43-  در کدام خطبه ها از روش تجزیه ای برای توضیح استفاده شده است ؟ عهد نامه مالک اشتر ، نامه امام به فرزندش امام حسن ، خطبه همام ، خطبه شقشقیه ، حکمت امام خطاب به کمیل

44-  هـدف از روش مـوضوعــی چیست ؟ در این روش مـوضوعــی خاص مورد نظر قرار می گیرد و به نهج البلاغه عرضه می شود و کلیه مطالبی که مستقیم یا غیر مستقیم موضوع مورد نظر را تبیین می کند استخراج می شود و پس از بررسی دسته بندی می گرددو سپس جمبندی آن مطالب ارائه می شود

از مزیت های این روش آن است که بحث کم تر دچار پراکندگی می شود و یک کل نگری نسبت به موضوع مورد بررسی حاصل می گردد همچنین جوانب مختلف یک امر لحاظ می شود و تبیینی کامل در رابطه با آن صورت می پذیرد

45-  در میان سه روش کدام روش کارا و مفید است و چرا ؟ روش موضوعی از جنبه های مختلف کارا و مفید است چون با رعایت مقدمات و آداب ،مانع برداشت های نادرست می شود

 

 

 

سوالات تشریحی

46-  کسانی که از خدا تلقی جاهلانه و تنگ نظرانه دارند و کسانی که تلقی عالمانه و عاشقانه دارند رحمت خدارا چگونه می دانند؟ کسانی که از خدا تلقی جاهلانه و تنگ نظرانه دارند رحمت خدارا محدود می کنند و خداوند را همواره بر کرسی غضب می نشانند به انتظار این که از بنده اش لغزشی پیدا شود و به عذاب ابد کشیده شود چنان که خوارج خدارا این گونه فرض می کردند از نظر آنان جز عده بسیار معدودی از بشر همه مخلد در آتش جهنم بودند  اما  کسانی که از خدا تلقی عالمانه و عاشقانه دارند رحمت او را واسع می بینند خداوند را همواره در جایگاه رحمت می دانند که چون بنده ای گناه ورزد و از ساحت قربب الهی دور گردد خدای مهربان از سر لطف و رحمت به سوی بنده عاصی بازگرددتا بنده توفیق استغفاروتوبه بیابدوچون بنده ای توبه کندتوبه اورا بپذیرد و اورا قبول نماید  

47-  این که توبه بنده همیشه میان دو توبه از جانب خدای متعال قرار دارد یعنی چه ؟ یکی بازگشت خداوند مهربان به سوی بنده از سر رحمتش تا بنده را توفیق توبه دهد و دیگری بازگشت خدای رحمان به بنده در این که اورا بپذیرد و توبه اش را قبول نماید

48-  خداوند هم پیداست وهم نهان یعنی چه ؟ خداوند در ذات خو پیداست پنهانی او ناشی از حواس محدود ما انسانها ست زیرا حواس ما انسانها اشیاء و موجودات مقید در زمان و مکان را می تواند منعکس کند و چون خداوند مقید در زمان و مکان نیست پس نمی توان با حواس محدود خوداورا دریافت وجود او مساوی با ظهورش است هرچه وجود کامل تر و قوی باشد ظاهرتر است و بلعکس

49-   ازسخنان حضرت علی (ع) درمورد بعثت پیامبران چه نکاتی استفاده  می شود؟ 4مورد را بنویسید

-        پیام آوران الهی یکی پس از دیگری به سوی مردم آمده و راه هدایت را بر ایشان گشوده اند

-        پیام آوران الهی با بیانی روسن و دلایلی آشکاربا مردمان سخن می گویند و حجت رابرآنان تمام می نماید 

-    پیام آوران الهی چشم آدمیان را بر نشانه های قدرت خدا می گشایند تا انسان در برابر عظمت حق سر تسلیم ساید و به حق تن دهد

-    خداوند از میان همه مردم کسانی را برانگیخته است که فرستادگانی از جانب او برای هدایت آنان باشند و هیچ ملتی بی بهره از فرستادگان الهی نبوده است

50-  حضرت علی (ع) در توصیف خاندان پیامبر و جانشینان آنان چه نکاتی را بیان فرموده است ؟ 4مورد را بنویسید :  ـ قامت دین با آنان راست می ماند ـ  قرآن و سنت با آنان سلامت می ماند ـ آنان مرجع دین و بیانگرآنند ـ پیشوایان معصوم مایه استواری دین وپابرجایی راه هدایتند

 

 

 

51-  چرا پيامبر بزرگ اسلام ،و پس از او ، اميرالمومنين و فرزندان بزرگواشان ، آل محمد (ص) را چنين مي ستايند و بيش از اندازه مي شناسانند؟ آيا از سرخوردخواهي و خانواده دوستي است يا هدفي ديگر را دنبال مي كنند ؟ آنان پيامبر و حق را شناساندند ، پرچم گسترش حق را بر دوش گرفتند و در كنار حق در آميخته طوري كه جدا كردن آنان از حق و دور كردن حق از آنان امكان پذير نمي باشد. تا راه را بر مدعيان دروغين ببندند اگر چه حقشان پيوسته پايمال شده است ليكن همين وصف كردن ها و شناساندن ها حجتي است براي همه خواستاران حق و بر همه كساني كه مي خواهند حق جويان را به شبهه بيندازند

52-  خطوط كلي سياست را نام ببريد و يك مورد را شرح دهيد؟ حفظ حدود الهي و قانون گرايي – پايبندي به كيفيت استخدام وسيله – صراحت و صداقت – زمانه شناسي – آينده نگري و عاقبت انديشي – اعتدال و ميانه روي – عدالت خواهي و عدالت ورزي – مشورت و رايزني

حفظ حدود الهي و قانون گرايي: حفظ حدود الهي مرزباني و قانون گرايي در همه عرصه ها از جمله عرصه سياست نزد علي (ع) جايگاهي ويژه دارد هيچ كس حق ندارد حدود قوانين و مرزها را بشكند و خود را فراتر از آن ها بداند حفظ قوانين و حدود ، حرمت ها و حقوق ، به خصوص در روابط ، مناسبات و اقدامات سياسي شاخص سياست علوي است امير مومنان علي خود سخت پايبند حدود و حقوق بود موازين و قوانين را با دقت تمام پاس مي داشت كارگزاران خود را در اين جهت مراقبت مي نمود و اجازه نمي داد هيچ كس راه تجاوز و تعدي به حقوق و حدود مردمان را هموار سازد و قوانين و موازين را زير پا گذارد هرگاه با چنين موردي روبه رو مي شد بلافاصله به رفع آن اقدام مي نمود و اجازه نمي داد حرمت شكني و قانون گريزي رشد كند يا ترويج يابد

پايبندي به كيفيت استخدام وسيله: ميان هدف و وسيله سنخيت وجود دارد و نمي توان با وسايل نادرست يا ناپاك به مقاصد درست و پاك رسيد نمي توان با كاشتن بدي نيكي درو كرد و ممكن نيست با ستم عدالت برپا شود امير مومنان علي به كيفيت استخدام وسيله پايبند بود و هرگز براي حفظ حكومت خويش و پيشبرد سياست هايش از وسايل نادرست بهره نبرد چون امام زمام امور را به دست گرفت اصلاحات همه جانبه و بنيادي را آغاز كرد از جمله به تبعيضات پايان بخشيد

صراحت و صداقت: سياستي كه علي (ع) دنبال كرده سياستي مبتني بر صراحت و صداقت بوده است آن حضرت با مردم خود صادقانه سخن مي گفت و مواضع خود را آشكارا با آنان درميان مي گذاشت در انديشه سياسي علي(ع) اصلاح امور و سامان يافتن درست كارها جز در پرتو راستي و صداقت ورزي و شفافيت و صراحت ورزي ميسر نمي شود آن جا كه ناراستي و دروغگويي پنهان كاري و تيره سازي رخ مي نمايد انواع فساد و تباهي هاي سياسي هم شكل مي گيرد و دوام مي يابد

 

 

زمانه شناسي: در انديشه سياسي امام علي (ع) زمانه شناسي از مهمات عرصه سياست است حضور درست در زمانه درك حوادث وقايع و اتفاقات روزگار خود شناخت جريان ها و غايب نبودن از زمان خويش دنيا و مناسبات بين المللي عنصري اساسي در فهم سياسي تصميم گيري و اقدامات سياسي است هرچه زمانه شناسي درست تر عميق تر و همه جانبه تر باشد ميزان فريب خوردگي در سياست و فرو غلطيدن در دام ها و تصميمان نادرست كمتر خواهد بود كسي كه شرايط زمان و مقتضيات آن را به خوبي بشناسد در تعيين جهت خود و تصميم گيري مناسب در هر اوضاع و احوالي بهتر عمل مي كند

آينده نگري و عاقبت انديشي: از لوازم مهم و اساسي در تصميم گيري ها و اقدامات سياسي آينده نگري دور انديشي و توجه به عواقب امور است آنان كه بدون توجه به عاقبت امور و فارغ از آينده نگري تصميم ي گيرند و عمل مي كنند پيوسته گرفتار روزمرگي و اسير اشتباه و پشيماني اند سنجيدن جوانب مختلف امور آينده نگري و عاقبت انديشي همان تدبير است و در عرصه سياست چيزي همانند تدبير از اهميت برخوردار نيست واژه تدبير از ماده دبر و دبر است يعني ملاحظه آينده و عواقب كار را كردن آينده سنجي آينده نگري و عاقبت انديشي در انديشه سياسي امير مومنان عاقبت انديشي و آينده نگري از چنان اعتبار و اهميتي برخوردار است كه زندگي كار  و حركت بدون آن فاقد هر خيري است

اعتدال و ميانه روي: از جمله شاخصه هاي برجسته در سياست علوي اعتدال و ميانه روي و پرهيز از افراط و تفريط در تصميمات و اقدامات سياسي است امير مومنان علي(ع) هر گونه افراط و تفريط و انحراف به راست و چپ را گمراهي دانست و در سياست خود جز بر اعتدال و ميانه روي راه نپيمود كه با ور اواين بود كه جاده حق مسير الهي و سنت نبوي از افراط و تفريط به دور است و نمي توان جز بر اساس اعتدال و ميانه روي به عاقبتي نيكو رسير

عدالت خواهي و عدالت ورزي: در مفهومي عميق و همه جانبه به معناي قرار دادن هر چيز در جاي خود رعايت استحقاق هر چيز و رساندن هر ذي حقي به حقش آمده است در سايه عدالت آرامش و راحتي و امنيت فراهم مي شود از اين روست كه امام (ع) از عدالت به قره عين (نورديده) براي حكومت تعبير كرده است در اصل آرامش يافتن ديدگان است قره به معناي قرار گرفتن و آرامش يافتن است انساني كه ناراحت باشد گرفتار بي امنيتي فقدان آرامش و عدم راحتي باشد همواره ديده اش به اين سوي مي رود وارام وقرارندارداماوقتي براي انسان امنيت ارامش وراحتي فراهم مي شودديده اش ارام وقرارمي گيرداين جاست كه قره عين معني مي يابدعدالت زندگي فردي واجتماعي رابه زيبايي وجمال يعني به امنيت ارامش راحتي رشدوتعالي اراسته مي سازد

 

مشورت ورايزني :مشورتي موجب راهيابي درست وجلوگيري ازلغزش وپشيماني مي شودكه باادابي درست صورت گيرديعني براي مشورت درهرامري بايدازمشاوراني مناسب وشايسته بهره گرفت وازهركس نمي توان راي خواست به طور كلي باكساني بايدمشورت كردكه متصف به خداترسي پرواپيشگي رازداري وشجاعت باشند و ازخردي نيكو وتجربه اي پربار برخوردار باشند با اشخاص ترسو حريص دروغگو جاهل احمق و كساني كه زمام احساسات خويش را در دست ندارند نبايد مشورت كردبه عبارتي مشورت تابع صفات وويژگي هاست نه تابع جنسيت واز طبقه و گروهي خاص

53- آفات سياست را نام برده يك مورد را توضيح دهيد؟ قدرت طلبيـ استبداد وخودكامگي ـ خشونت ورزي ـ تنگ نظري وانحصارطلبي ـ دنيازدگي ـ دروغگويي وفريبكاري ـ تزويرورياكاري ـ سازشكاري

قدرت طلبي: اگر قدرت مهار نشود انسان را در اسارت خود در مي آورد و سياست به فساد آلوده    مي شود قدرت اين امكان را به قدرت طلبان مي دهد كه تمايلات خود را هرگونه كه بخواهند ارضا نمايند منافع مردمان را به راحتي در پاي مطامع خود قرباني كنند و به همه چيز تجاوز كنند به تعبير حضرت علي(ع) آن كه به نوايي رسيد خود را برتر از ديگران ديد قدرت طلبي بستر سركشي ، قانون شكني ، تندي و تيزي و خرد گريزي است

استبداد و خود كامگي: زمامداران خودكامه در امور مردم و چنان كه خود مي خواهند بدون ترس و بيم از حساب و كتاب پرسش و ماخذه و جزا و عقاب تصميم مي گيرند و رفتار مي نمايند و در امور ايشان به هر نحو تصرف مي نمايند منشا اين امر از آن جاست كه زمامداران خود را مكلف نمي دانند تا تصميمات و مناسبات و تصرفات خود را با شريعت يا بر قانون يا بر اراده ملت مطابق سازند

خشونت ورزي: خشونت هر نوع هتك نسبت به حرمت و كرامت انسان زير پا گذاشتن حقوق اشخاص تعرض تعدي تأذي و تندي و تيزي به هر شكل و با هر مس است اين امر در سياست كه لوازم اعمال قدرت به هر صورت در آن مهياست بسيار رايج و متداول است البته اعمال و اجراي قانون نسبت به متجاوزان و متعديان و متعرضان خشونت نيست و از آن به شدت قانوني تعبير مي شود

تنگ نظري و انحصار طلبي:تنگ نظري و انحصار طلبي در سياست بدين معناست كه سياستمداران جز خود را نبينند و جز به منافع خود نينديشند و همه چيز را براي خود بخواهند قدرت مهار نشده به سرعت آدمي را به خود گزيني و انحصار طلبي سوق مي دهد

دنيازدگي: دنيازگي به معناي ارتباط پست ودلبستگي نفساني باامري ازامورعالم است چه امورمادي وچه امورمعنوي اين دنيازدگي است كه آدمي رابه انحطاط مي كشاندوبه روابط تباه ومناسبت هاي آلوده         مي كشاندچنانچه انسان باهرامري ازامورعالم چه مادي وچه معنوي رابطه اي درست وسالم برقراركند و زندگي اين جهاني وقدرت ورياست وهرگونه امكاني را هدف نشمارد و وسيله رشدوكمال بداند وزمينه ساز خدمت وسعادت قراردهدازدام دنيازدگي رها ميشودوچيزي بنام دنياي ستوده درمقابل دنياي نكوهيده جلوه مي يابد

دروغگويي و فريبكاري: فريبكاري و دروغگويي كالاي رايج بازار سياست هاي غير اخلاقي است حيله گري و دروغ پردازي از لوازم اساسي سياست شمرده مي شود در انديشه سياسي حضرت علي(ع) سياست مبتني بر دروغ و فريب سياستي جاهلي و غير انساني است

تزوير و رياكاري:تزوير و رياكاري در سياست روابط سياسي را غير امن و پايه اعتماد هاي سياسي را سست مي سازد زيرا در وراي هر سخن سياسي چيزي ديگر نهفته و پشت هر اقدام سياسي عملي خلاف آن قرار گرفته است در اين صورت سياست عرصه امور غير قابل پيش بيني و غير قابل اتكا خواهد بود در اين عرصه ظاهر بينان به راحتي فريب مي خورند و مزوران و رياكاران به راحتي به مقاصد نادرست خويش مي رسند

سازشكاري: سازشكاري سياسي پا گذاشتن بر اصول اخلاقي و تعدي به موازين انساني و ناديده گرفتن معيارهاي عقلاني و پشت كردن به ارزش هاي ديني براي رسيدن به آرزوهاي نفساني و مطامع حيواني و منافع آني است به اين ترتيب سياست به چاپلوسي خيانتكاري پرده دري ستمكاري و ترجيح منافع شخصي و گروهي بر منافع عمومي آلوده مي شود. و از ديدگاه حضرت علي(ع) چنين سياستي راه به درستي و هدايتگري نمي برد

53-امير مومنان چگونه ذهنيت كهن از مفهوم حكومت را منكوب كرد؟

1-  حكومت ومسئوليت امانتي است برگردن زمامداران وكارگزاران كه بايدازآن به خوبي نگهباني كنند

2-  ديگراينكه زمامداران وكارگزاران در حيطه عمل خود پاسخگويند و اين همان مسئوليت است

3-   هيچكس اين حق را نداردكه هرگونه خواست عمل نمايدوكسي حق خودرايي وخودكامگي ندارد

4- مسئولان بايد بزاي اقدامات خود ملاك داشته باشند و بر اساس حجتي روشن عمل كند و در اداره امور بايد از اعمال نظر بي مبنا و حكومت راي بپرهيزند

5-  اموال و دارائي ها و امكانات در اصل از آن خداست كه به صورت امانت و از باب نيابت در اختيار مردمان همه مردمان و نه گروهي خاص نهاده است

54- ضرورت حكومت را بيان كرده و بنويسيد چرا جامعه نمي تواند بدون حكومت باشد؟

ويژگي اجتماعي بودن از فطرت انسان است تاريخ بشر و آثار باقيمانده از قرون و اعصار گذاشته بيانگر آن است كه انسان هميشه در اجتماع و به صورت دسته جمعي زندگي مي كرده است همين زندگي اجتماعي ملازم وجود قدرتي نظم آفرين و قوانيني مورد پيروي همگان است زيرا جز در بستر امنيت و نظم اجتماعي و قانون رشد و بالندگي و پيشرفت و سير به سوي كمال معنا نمي يابد هيچ چيز مانند عدم امنيت و فقدان نظم اجتماعي و بي قانوني به جوامع انساني آسيب نمي رساند و از حركت به سوي مقاصدشان باز نمي دارد

 

55- سخن امير مومنان درباره شعار لاحكم الا الله را بيان كنيد؟

خوارج با نفي حكم غير خدا فرمانروايي و حكومت را براي غير خدا رد كردند بدين معني كه وقتي براي غير خدا هيچ فرماني نباشد دولت و حكومت غير خدا نيز منتفي است زيرا استنباط حكم و ملاحظه خير و صلاح جامعه و نظم آفريني در جهت مصالح همگاني از وظايف حكومت است كه بدون آن حكومت معني نمي يابد بنابراين با نفي حكم غير خدا امارت و حكومت انسانها منتفي است و اين امر چيزي جز عدم امنيت و فقدان نظم اجتماعي و بي قانوني را در پي نخواهد داشت روشن است كه درچنين وضعي جامعه انساني به چه سرنوشت تباهي گرفتارخواهد شد

56-خاستگاه حكومت با چه خاستگاهي مشروعيت سياسي مي يابد تا بعنوان سازمان و نهادي در عرصه جامعه عمل نمايد؟

آن چه از نهج البلاغه بر مي آيد اين است كه حق حاكميت براي مردم از سوي خداي متعال رسميت يافته است و خداي رحمان حق تعيين سرنوشت سياسي مردمان را به آنان واگذاشته و تحقق حكومت را از آن مردم دانسته است خداوند در اين جهت مردمان را با شناخت هاي فطري و ملاك هاي عقلي و رهنمودهاي حكومتي را تحقق بخشند كه پاسدار حرمت و حقوق آنان باشد و عدالت و رفاهت بر پا نمايد و مساوات و اخوت فراهم سازد و بر اساس حريت و بصيرت زمينه عبوديت پروردگار را محقق نمايد

57-   پايه هاي استواري حكومت را نام ببريد؟

1-  مردم تشكيل دهنده حكومت 2- شايستگان اداره كننده حكومت

58- حق حكومت براي چه كساني است اين حق تابع چيست وحق حكومت برچه اساسي براي اشخاص پيدار مي شود؟

در انديشه سياسي و سيره حكومتي علي حكومت و مديريت در همه مراتبش حق شايستگان است و تا كسي از ويژي ها و شرايط لازم كه اهليت حكومت و مديريت در همه مراتبش حق شايستگان است و تا كسي از ويژگي ها و شرايط لازم كه اهليت حكومت و مديريت را فراهم مي نمايد برخوردار نباشد حق حكومت نمي يابد اگر كساني بدون صلاحيت هاي لازم در مصدر امور قرار گيرند جز تباهگري به بار نخواهد آورد البته كساني نيز همه صلاحيت ها را داشته باشند ولي اقبال مردم به ايشان تحقق نيابد حكومت و مديريت براي آنان محقق نمي شود

59- حكومت در ددگاه امير مومنان و ساير زمام داران هدف شمرده مي شود يا وسيله  ؟

برخي حكومت را هدف غايت و مقصد تلقي مي كنند از اين رو همه چيز را براي آن مي خواهند

برخي ديگر حكومت را وسيله و طريق مي دانند از اين رو حكومت را براي اموري ديگر مي خواهند و در آن جهت به كار مي گيرند در اين جا ممكن است حكومت وسيله و طريق رسيدن به قدرت و مكنت و نگهداري و گسترش  اين ها باشد و ممكن است حكومت وسيله و طريق خدمتگزاري و دادگري باشددر انديشه و سيره پيشواي آزاديخواهان علي (ع) حكومت جز وسيله خدمت و عدالت نيست و هرگز آلت كسب قدرت و مكنت تلقي نشده است

60- اهداف حكومت از ديدگاه علي(ع) را نام برده يك مورد را توضيح دهيد ؟

عدالت- امنيت – رفاهت- تربيت

عدالت: علي(ع) عدالت اجتماعي وعدالت اقتصادي را برترازهرخدمت اجتماعي و دستگيري اقتصادي مي دانست و معتقد بود كه لزوم وجود بسياري از خدمات اجتماعي و دستگيري هاي اقتصادي ناشي از وجود ستم اجتماعي و ظلم اقتصادي است بنابر اين اگر عدالت همه جانبه بر پا شود نيازي بين امور نيست و چنين خدماتي بايد در جهت تحقق عدالت فراگير صورت يابد و هدف بودن عدالت درحكومت به فراموشي سپرده نگرددوبه خدمات اجتماعي ودستگيري هاي اقتصادي بسنده نشود

امنيت: فراهم كردن امنيت در همه وجوه آن از اهداف مهم حكومت است از جمله امنيت فردي امنيت اجتماعي امنيت سياسي امنيت فكري امنيت معنوي امنيت فرهنگي امنيت اقتصادي امنيت شغلي امنيت قضايي و امنيت مرزي اميرمومنان فراهم كردن امنيت همه جانبه را مقصدي اساسي مي دانست كه در سايه آن رشد و تعالي مردمان سامان مي يابد

رفاهت: فراهم آوردن رفاه و تحقق خودكفايي در زندگي براي همكاران از اهداف اساسي در حكومت است كه مسير تعالي آدميان هموار مي گردد

تربيت: مهمترين هدف حكومت اين است كه زمينه رشد و تعالي فرد و جامعه را فراهم نمايد تا استعدادها ر جهت كمال مطلق شكوفا شود امام (ع) آموزش همگان و رشد اخلاق و فضايل اخلاقي و بستر سازي براي شكوفا شدن كمالات انساني را از امور اساسي حكومت معرفي كرده

61-باتوجه به دیدگاه های مختلف نقش مردم در حکومت به چند نفع است ؟

برخی براین باورند که مردم در حکومت هیچ نقشی ندارند زیرا حکومت امری پیچیده و تخصصی است برخی دیگر معتقد ند مردم تا حدودی در حکومت نقش دارند این حدود را نخبگان و خبرگان تعیین می کنند بنابرباوردیگر نقش اصلی و کلیدی در حکومت از آن مردم است و سلامت و استواری حکومت جز با مشارکت همه جانبه مردم تحقق نمی یابد از دیدگاه امیرمومنان حکومت از آن مردم است به طبع باید به خواست و رای و مشارکت مردم باشد چرا که حکومت جز با راستی و دوستی و حضور و درستی و مشارکت همه جانبه آنها به سازمان نمی آید

62-يكي از مهمترين وجوه حكومت نوع رابطه زمامداران و مردم است توضيح دهيد اين امر چگونه محقق مي شود؟

این رابطه می تواند به صورت دو سویه و دو طرفه باشد و هم بصورت یک سویه و یک طرفه آنچه بیشترین رابطه ها را در تاریخ رقم زده است از نوع رابطه یک سویه و یک طرفه میان زمامدار و مردم مالک و مملوک بوده است امام علی (ع) رابطه مردم و زمامداران را رابطه دو سویه و متقابل بر اساس رابطه دو ذی  حق می دانست و همه تلاش اش براین بود که این رابطه دو طرفه به خوبی و به درستی تبعین شود  

63-   شروط زمامداري را نام برده و دو مورد را توضيح دهيد؟درايت ، معرفت ، عدالت ، قوت ، سلامت

درايت: با توجه به اهميت مديريت انساني از شروط اساسي زمامداري درايت و خردمندي است و كسي نمي تواند بدون دريافت هاي صحيح امور گوناگون و فهم عميق از مسائل و بدون خرد ورزي جامعه را به خوبي اداره كند شرط تصميم گيري هاي درست و به موقع در اداره امور و مناسبت صحيح خردمندي است

معرفت: حكومت درست اداره مي شود كه مديران و زمامداران آن اهل مع رفت و بصيرت و علم و دانش لازم باشند در غير اين صورت موجب گمراهي و گمگشتگي مي شود اتصاف به علم و معرفت در تمام مراتب زمامداري از شروط اساسي است و سزاوار ترين مردم در امور اداره امور عالم ترين ايشان است

عدالت: بي عدالتي د رحكومت خانمانسوزوبنيان براندازوبي عدالتي ويرانگراست برپايي حكومت همدلي ملت آسودگي امت واستواري دولت به عدالت است عدالت اساس سلامت جامعه ونشاط مردم وعامل قوت سياست و مشاركت همگان و سبب توانمندي دين در راهبري و اقبال مردمان به دينداري است

قوت:هر كس در هر مرتبه از مراتب زمامداري قرار گيرد بايد قوت لازم براي آن مرتبه را داشته باشد يعني قوت تحمل بار سنگين امانت اداره مردم گشادگي سينه توانايي تحمل مخالفان شجاعت لازم در تصميم گيري  و ايستادگي صلابت و استواري در امور مصمم بودن در راهبري توان ايستادگي در برابر مشكلات و ناملايمات صبر استقامت بر مصيبت ها و نيز نعمت ها صبر در برابر معصيت ها صبر بر طاعت خدا توانايي حفظ حدود الله و مرزها و پاسداري از حقوق مردمان و قوانين و مقررات

سلامت: پاك بودن زمامداران از آلودگي هاي نفساني و خصلت هاي غير انساني از شروط واجب براي زمامداري در حكومت است و كسي نمي تواند با وجود چنين خصلت ها و آلودگي هايي مديريت حكيمانه داشته باشدخصلت هاوآلودگي هايي همچون دنيا پرستي خودخواهي خودمحوري جاه طلبي

64-مهمترين مبحث سلوك حكومت را نام برده و در مورد هر كدام توضيح دهيد؟

سلوك شخصي: سلوك ساده زيستي از لزوم حكومت حكيمانه است علي (ع) چنين سلوكي را براي زمامداران واجب و ضروري مي داند

سلوك اجتماعي: پاس داشتن حرمت و حقوق مردم حفظ كرامت و عزت ايشان و رفق و مدارا با آنان و پرهيز از احتجاب و فاصله گرفتن و امتياز خواهي از مباني حكومت خردمندانه است با مردم بودن و در ميان مردم زيستن و همگام و همراه يكديگر به اداره امور برخاستن است همراهي و مشاركت و همدلي ركن اساسي در حكومت حكيمانه است

سلوك سياسي: در اين سلوكي مناسبات سلطه گرانه و رفتار خودكامانه هيچ جايي ندارد در اين جا پايبندي به حدود الهي و قوانين و رعايت كيفيت استخدام وسيله اصل شمرده مي گردد اعتدال و انصاف در همه امور حفظ مي شود مردم نامحرم تلقي نمي شود و صراحت و صداقت سياسي جلوه دارد رفق و مدارا با مردم و رحمت و محبت بديشان اساس امور است

65-معاني حقيقي و اعتباري حق را به همراه مثال بيان كنيد؟

1- حق به معناي واقعيت و امر واقعي يعني به واقعيت عيني و خارجي حق گفته مي شود مثلاً مرگ امري واقعي است از اين رو حق است

2- حق به معناي حقيقت يعني به ادراك مطابق با واقع كه حقيقت است حق گفته مي شود مثلاً ادراك اين كه مرگ وجود دارد و اعتراف بدان يك حقيقت است از اين رو حق است

3-  حق به معناي اجازه و رخص ت است مثلاً وقتي مي گوييم آدميان حق پرسش دارند

4-   حق به معناي استحقاق سزاواري شخص نسبت به چيزي مثلاً حق تقديروتنبيه وپاداش و مجازات

5- حق به معناي طلب ومطالبه يعني كسي ازديگري مطالبه وانتظاري داشته باشدو به منظور متقابل اين امر براي آن ديگري هم لحاظ شود مانند حق مردم بر زمامداران و حق زمامداران بر مردم

66- پيامدهاي پايبندي به حق ديگران را بنويسيد ؟

چون مردم حق زمامدار را بگزارند و زمامدار حق مردم را به جا آرد حق ميان آنان ارزشمند راه هاي دين پايدار نشانه هاي عدالت بر جا و سنت چنان كه بايد اجرا مي شود پس كار زمانه به سامان        مي رسدوروزگاراصلاح ميگرددوبه پايداري وبرقرارماندن دولت اميدميرودودشمنان نا اميد مي گردند

67-پيامدهاي زايل كردن حقوق ديگران را بيان كنيد ؟

و اگر مردم بر زمامدار چيره شوند و يا زمامدار بر مردم ستم كند اختلاف كلمه پايدار گردد نشانه هاي ستم آشكار و تباهي در دين بسيار شود راه هاي روشن سنت را رها نموده و از روي هوا كار كنند احكام فروگذار شود بيماري هاي روحي و رواني رو به فزوني گذارد بيمي نكنند كه حقي بزرگ فرو نهاده و يا باطلي سترگ انجام شود آن گاه نيكان خوار و بدكاران ارجمند شوند و تاوان فراوان برگردن بندگان از جانب پروردگار باشد

68-عبوديت يعني چه توضيح دهيد؟

عبوديت كمال كمالات است و عبوديت تسليم حق بودن و گردن نهادن به خواست الهي است يعني جز رضاي حق نخواهد عبوديت آدمي را با حقيقت خويش آشنا و همراه مي كند ه هر چه انسان در منازل و مراتب عبوديت حق بالاتر رود به حقيقت انساني خود نزديك تر مي شود آدمي با گام نهادن در مسير عبوديت به مقام بندگي واصل مي شود و در ارتباط با ديگران خود را در جايگاه خدايي نمي بيند بلكه خود و ديگران را بندگان پروردگار مي بيند

69-سماحت در لغت به چه معني است؟

سماحت در لغت به معني بخشندگي و گذشت و آسان گرفتن امور است . انسان در رفتار با ديگران در مناسبات انساني در زندگي در كسب و كار و در درستي و دشمني از بخشش و گذشت بهره مند باشد آدمي به ميزاني  كه در روابط انساني اهل گذشت و بخشش باشد خداوند از او  مي گذرد و بر او آسان مي گيرد هر چه انسان در زندگي از بخشش و گذشت دورتر باشد قوانين عالم بر او سخت تر خواهد بود و بالعكس

كل شي خاشع له  هر چيز برابر او افتاده و خوار است و همه بدو ايستاده و بر قرار بي نيازي هر تهيدستي عزت هر خواري نيروي هر ناتواني و پناه هر اندوهباري است هر كس سخن گويد سخن او شند هر كه خاموش باشد نهان او داند و هر كه زنده باشد روزي اش با اوست و هر كه بميرد بازگشتش بدوست

واعلم ان الذي بيده  بدان خداوندي كه گنجينه هاي آسمان و زمين در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و خود اجابت آن را بر عهده گرفته و تو را فرموده كه از او بخواهي تا عطايت كند از او آمورزش طلبي يا بيامرزدت ميان تو و خود كسي را نگمارده تا تو را از وي باز دارد تو را به كسي وانگذاشته كه در نزد او شفاعت كند اگر گناه كردي از توبه منعت ننموده و در كيفرت شتاب نفرموده چون به او باز گردي سرزنشت نكند آن جا كه رسوا شدنت سزاست پرده ات را ندرد در پذيرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نكشيده و از بخشايش نوميدت نگردانيده بلكه بازگشت را از گناه نيك شمرده و هر گناهت را نكشيده را يكي گرفته و هر كار نيكويت را ده به حساب آورده و در توبه  را برايت باز گذارده

اللهم... اجعل شرائف  بار خدايا بهترين درودها و پربارترين بركت ها را خاص بنده و پيامبر خود گردان كه خاتم پيامبران پيشين گشاينده درهاي بسته آشكار كننده حق با برهان فرو نشاننده و جوش و خروش نادرستي ها و در هم كوبنده تسلط گمراهي هاست وحي  تو را به گوش جان شنوا عهد تورا نگهبان و در راه اجراي فرمان تو روان است تا آنان جا كه چراغ جويندگان حق را فرغ بخشيد بر سر راه گمراهي چون خورشيدي بدرخشيد و دل هاي فر رفته در فتنه ها و گمراهي ها به راهنمايي او رخت به كنار كشيد

و اعلمو ارحمكم الله  بدانيد خدايتان بيامرزد، شما در زماني به سر مي بريد كه گوينده حق در آن اندك و زبان در گفتن راست ناتوان است و آنان كه با حق اند خوارند مردم به نافرماني خدا گرفتار سازش با يكديگر را پذيرفت جوانشان بد خو پيرشان گنهكار عالمشان دو رو و قاري شان سود خود جو نه خردسال سالمند را حرمت نهد و نه توانگرشان مستمند را كمك دهد

 اذااحدث لك ما  و اگر قدرتي كه از آن برخورداري غروري در تو پديد آورد و خود را بزرگ شمردي بزرگي حكومت پروردگار را كه بر تر توست بنگر كه چيست و قدرتي را كه بر تو دارد و تو را برخود آن قدرت نيست كه چنين نگريستن سركشي تو را مي خواباند و تندي تو را فر نشاندن و عقل از دست رفته ات را به تو باز مي گرداند

فلاتطولن احتجابك عن  مبادا كه دور از چشم مردم در سراپرده سياست بماني كه غيبت زمامداران از ملت منشا كم آگاهي از جريان هاي كشور باشد و غيبت از مردم پيوند شان را با آن چه پس پرده است مي گسلند در نتيجه مسائل كوچك در چشمشان بزرگ و مسائل بزرگ كوچك زيبايي ها زشت و زشتي ها زيبا جلوه مي كند و حق و باطل در هم مي آميزد و واقعيت جز اين نيست كه زمامدار آدمي بيش نباشد و جريان هايي را كه ديگران از او پوشيده مي دارند نمي تواند دريابد و به درستي بشناسد و پريشاني حق نشانه هايي خاص كه نباشد كه به ياري آن ها راست و دروغ باز شناخته شود