ارتباط بین فرهنگ ها (استاد: عزیزی )
ارتباط انسانی : فراگردتفهیم وتفاهم وتسمیم معنی است دراین نوع ارتباط طرفین ارتباط بایدمنظورهم را بفهمندودرک کنندیعنی بدین صورت انسانها چیزی را که دوست می دارند با دیگران در میان می گذارند وآنهارادرچیزیکه دوست دارندشریک وسهیم می داننددرتعریف ارتباط انسانی به سه نکته باید توجه کرد
1- تفهیم و تفاهم معنی 2- به اشتراک گذاشتن تجربه و دانسته ها خود با دیگران 3- خلق و استفاده از نمادها در ارتباطات انسانی
رابطه بین فرهنگ وارتباط - مولفه های فرهنگ عبارتند از
1- آداب و رسوم 2- ارزشها و هنجارها 3- اعتقادات 4- ملت 5- طبقه اجتماعی و اقتصادی 6- وضعیت تأهل و تشکیل خانواده 7- جنسیت 8- تکنولوژی وفنون 9- گرایش سیاسی 10- سرگرمی و تفریح
|
|
بالا |
پايين |
|
فرهنگ + - | ||
|
ارتباط + - | ||
مراوده و ارتباط روزانه مامبتنی بر همین ویژگیها و مولفه های فرهنگی هستند ارتباطات و فرهنگ رابطه مستقیم دارند به عبارت دیگر فرهنگ پدیده ارتباطی است زیرا فرهنگ از طریق فرآیند ارتباط به صورت زبانی یا کلامی و غیر کلامی یا نوشتاری بین افراد جامعه مبادله می شود . اگر ما خودرا بعنوان سخت افزاردر نظر بگیریم فرهنگ نرم افزاراست که به ما (سخت افزار) قدرت عمل می دهد
رابطه بین فرهنگها
رابطه بین فرهنگ و ارتباط :والدین ،دوستان ، مدرسه ورسانه ها عوامل فرهنگ ساز جامعه هستند ،والدین نخستین محیط جامعه پذیری فرد است همه در شکل دهی و باورهای ما از طریق فرآیند ارتباطات موثر بودند یعنی ما از رفتارها و عادات افراد که با آنها معاشرت و مصاحبت داریم تأثیر می پذیریم و این فرآیندی پیوسته و پویا است که از طریق ارتباط انجام می شود
تعریف ارتباط درون فرهنگی : درون فرهنگی وقتی که ما با فردی که با او اشتراک و وابستگی فرهنگی داریم مراوده کنیم درحال برقراری ارتباط درون فرهنگی هستیم
ارتباط بین فرهنگی : وقتی با فردی که با او هیچ همبستگی فرهنگی نداریم یا دارای پیوندهای ضعیف فرهنگی هستیم ارتباط برقرار کنیم ارتباط میان فرهنگی نامیده می شود
چندفرهنگی : وقتی افرادی بافرهنگهای مختلف دریک مکان باهم زندگی می کنندچندفرهنگی را تشکیل میدهندکه دربین آنهامشکلات خاصی بروزمیکنددرچندفرهنگ گرایی گروههای مختلف هرکدام دارای الگوهای کلامی وغیرکلامی متفاوتی هستنداین امرناشی ازارتباط موجوددرریشه های فرهنگی آنهاست
دیدگاه دین بارنلوند در مورد ارتباط شخص با فرد دیگر
1- نگرش من در مورد فرد دیگر چیست ؟
2- نگرش من در مورد خودم چیست ؟
3- نگرش من در مورد اینکه فرد دیگر در باره من چه می اندیشد ؟
4- نگرش فرد دیگر در مورد خودش چیست ؟
5- نگرش فرد دیگر درباره من چیست ؟
6- نگرش فرد دیگر در مورد اینکه من در مورد او چطور می اندیشم ؟
انواع ارتباط رانامبرده و توضیح دهید ؟
ارتباط فردی – ارتباط میان فردی – ارتباط میان گروهی – ارتباط جمعی
ارتباط درون فردی : همان ارتباط با خود است هریک از افرادابتداء با خود ارتباط درونی برقرار می کند این نوع ارتباط مبنای تمام انواع ارتباطات است که در آن فرد خود را محوراصلی بحث و گفتگو قرار می دهد ارتباط با خود عملی مداوم پیوسته و فراگیر در زندگی روزانه ماست
اهداف ارتباط درون فردی را نام ببرید ؟
1- حل تعارضات درونی 2- برنامه ریزی برای آینده 3- عمل کرد عاطفی 4- ارزیابی خود
ارتباط میان فردی :
این نوع ارتباط بین یک شخص با یک فرد دیگر برقرار می شود که شامل مصاحبه گفتگوو مزاکره مستقیم برقرار می شود هدف از برقراری این نوع ارتباط حل مسائل و مشکلات خود با دیگران رفع تضادها و تعارضات رو بدل کردن اطلاعات درک بهتر خودو رفع نیازهای اجتماعی می باشد در این نوع ارتباط نقش فرستنده و گیرنده مدام جابه جا می شود و چون بازخورد فوری و بدون واسطه هست یک نوع ارتباط تقریباً کامل است که در آن تفهیم معنا به شکل بهتر انجام می گیرد
ارتباط گروهی کوچک :
این نوع ارتباط بین یک شخص با یک گروه از افراد برقرار می شود مانندکلاس درس ،سخنرانی در مجامع عمومی و یا جلسه اداری دریک سازمان با اینکه در ارتباط گروهی کوچک باز خورد فوری و بلاواسطه وجود دارد اما بعلت بالارفتن تعداد شرکت کنندگان در فراگرد ارتباطات این نوع ارتباطات نسبت به ارتباط میان فردی پیچیدگی های بیشتری دارد و لازم است برای انتقال درست معنا وقت و تلاش بیشتری از سوی طرفین ارتباط صرف شود
ارتباط جمعی :
ارتباط جمعی عمدتاًنهادمندسازماندهی وبرنامه ریزی شده است وازطریق وسایل ارتباط جمعی رسانه های گروهی به صورت غیر مستقیم با تعداد کثیری از افراد برقرار می شود مثال پخش برنامه های رادیو و تلویزیون انتشار روزنامه سراسری نمایش فیلم در یک سالن سینما در ارتباط جمعی بر خلاف انواع دیگر ارتباط بازخورد فوری و بلاواسطه وجود ندارد و با توجه به زیاد بودن تعداد مخاطبان برای انتقال درست معنا و جلو گیری از بروز اختلال در جریان ارتباط نیاز به مهارت و تخصص بالای ارسال کننده پیام دارد
فرهنگی شدن :
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی جامعه است که معمولاً به دو صورت انجام می گیرد
بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد و پرورش افراد در شرایط فرهنگی خاص خود انجام می گیرد
بصورت تلاقی دوفرهنگ به صورت تهاجم فرهنگی یا به صورت تبادل و تعامل فرهنگی صورت می گیرد
فرهنگ بین افراد مشترک است ممکن است هرفردی خصوصیات منحصر به فردداشته که ویژگی آن فرد است ودیگرآن را ار آن بهره ای نسبت به اینگونه خصوصیات جزءفرهنگ جامعه به شمار نمی رود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن مشارکت داشته باشند
فرهنگ پذیری :
تطابق یاهم نوایی عمیق فرد با هنجارها و موازین یک جامعه را فرهنگ پذیری گویند که می توان به دو دسته تقسیم کرد ک فرهنگ پذیری یک سویه که بیشتر مربوط به دوره کودکی می شود و به این دلیل یک سویه نام گذاری شده است که کودک در مقابل پذیرا شدن قواعد و هنجارهای جدید منفعل است یعنی آنکه جریان تأثیر یک طرفه و از جانب جامعه به سوی کودک است و او مقاومتی در برابراین اصول و قواعد از خود بروز نمی دهد و نمی تواند در جامعه تأثیر متقابل داشته باشد
فرهنگ پذیری کودک ازطریق نهادخانواده به دوصورت انجام می گیرد: روش ناآگاهانه – روش آگاهانه
روش ناآگاهانه : انتقال ناآگاهانه هنجارو ارزشهای خانواده و جامعه براساس سرمشق قرار دادن و دریافت رفتار و گردارو گفتار والدین صورت می گیرد به صورتی که خود و والدین متوجه نیستند که کودک به تدریج با الگوهای رفتار و کردار آشنایی می یابند که از سوی والدین مشاهده کرده است
روش آگاهانه : در این روش انتقال هنجارها و ارزشهای جامعه و خانواده با آموزش مستقیم و امر و نهی یا تشویق و ممانعت با هنجارها و موازین زندگی اجتماعی کودک را آشنا می سازند و به گونه ای که خود ترجیع می دهند و یا توجه به برداشت از هنجارهای اجتماعی دارند سعی در اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری کودکان می نماید
نکته مهم : آشنایی و همراه شدن کودک با هنجارها و ارزشهای اجتماعی در دو وضعیت آگاهانه و نا آگاهانه از اهمیت والایی بر خورداراست چون جریانی یک سویه می باشد که ذهن کودک آماده است برای پذیرش آنچه که می بینند می شنود و حس می کند
فرهنگ پذیری دوسویه :
جریان فرهنگی شدن (انتقال هنجارها و ارزشها ) دربزرگسالان بصورت دوجانبه و متقابل می باشد بدین معناست که در افرادی فرهنگ پذیری دوسویه است که شخصیت آنها تکوین یافته و دارای فرهنگ پیش بینی کننده باشد در چنین حالتی فرهنگ پذیری تبدیل به جریانی پیچیده می شود و فرهنگ جدید به سهولت فرد را تحت سلطه و تأثیر خود قرار نخواهد داد
خرده فرهنگ: فرهنگ های قومی ،قبیله ای ،ناحیه ای ،گروههای زبانی ،اقلیت های مذهبی و طبقات و قشرها در یک کشور خرده فرهنگ را تشکیل می دهند که هرکدام ازاین خرده فرهنگها با فرهنگ کلی جامعه اشتراک یا سازگاری دارند ولی در عین حال دارای فرهنگ و ویژگی های خاص خود نیز هستند
اهمیت مطالعه خرده فرهنگها در جامعه شناسی : یکی از راههای شناخت یک کشور آشنایی دقیق با خرده فرهنگها یا فرهنگهای فرعی آن کشوراست البته براساس روابط تاریخی که در طول قرون برآن قوم گذشته است لازمه و شرط عمده شناخت فرهنگ آن جامعه است ولی تاریخ تنها یکسان و حوادث عمده را در ارتباط با شناخت بازگومی کند درحالی که تحقیق در خرده فرهنگهای یک ملت این امکان را به وجود می آورد که بتوانیم به عمق خلقیات و روحیات آن ملت پی برده وکارکردهای آداب و رسوم و سنت ها را درک نموده و عناصر فرهنگ جامعه را نه از بالابلکه از پایین و به صورت میکرو بازشناسیم
قوم مداری :
رویکردی که درآن ویژگیهای اخلاقی اجتماعی ودینی اقوام دیگررابامعیارهای قوم خودبررسی کرده واختلافات آنهارابراساس ناهنجاریهای آنهابدانیم می توان گفت قوم مداری ذاتی است وموجب می شود که هیچ کاری ساده ترازبدگفتن دیگران نباشدقوم مداری ریشه دراین احساس داردکه روشهای زندگی ارزشهاوالگوهای گروهی که شخص خودرامتعلق به آن می داندنسبت به گروههای دیگربرتری دارد
رویکردهای مختلف در زمینه ارتباطات و فرهنگ
رویکرد بیت المللی :
این رویکرد پیرامون ارتباط بین المللی در باره جریان بین المللی ارتباطات بین کشورهای کوناگون جهان بحث می کند بدین ترتیب به مطالعه مقایسه ای نظام های ارتباط جمعی و مطالعه ارتباطات بین دولت های ملی مربوط می شود
رویکرد جهانی :
این رویکرد به جریان انتقال فرامرزی اطلاعات داده ها و افکارعقاید و ارزش ها به وسیله گروه ها نهادها سازمانها و دولت ها اشاره دارد
رویکرد میان فرهنگی : این رویکرد به طورکلی به مقایسه پدیده های فرهنگی در میان فرهنگ های مختلف می پردازد مثلاً مقایسه رفتارو فرهنگ زنان در فرهنگهای گوناگون
رویکرد بین فرهنگی :
این رویکرد اساساً به تعامل متقابل در میان مردم فرهنگ های مختلف اشاره دارد این تصور که اگر مخاطب و فرستنده در یک فرآیند ارتباطی از دو بافت فرهنگی متفاوت باشد به طبع نهاد های فرهنگی مشترک کمی خواهند داشت
هویت و تنوع فرهنگی :
روند تکاملی تاریخ نشان دهنده این واقعیت است که برخی از فرهنگها در طی قرون با دیگر فرهنگها ارتباط برقرارکرده و بر اساس اصول و قواعد خود دارد تعامل فرهنگی شده اند که این تلاقی فرهنگ ها و مبادلات میان فرهنگی در بین آنها به بقای فرهنگ و بشری کمک کرده است که در واقع تنوع و تبادل فرهنگی میراث مشترک بشری را شکل داده است گوناگونی فرهنگی باعث به وجود آمدن جهانی متنوع و غنی می شود که به گسترده شدن دامنه انتخاب ها پیش روی انسان ها کمک می کند سازمان یونسکو در این زمینه معتقد است که اگر تنوع فرهنگی و تفاوت های فرهنگی در چهارچوب دموگراسی مدارا و عدالت و تحمل یک دیگر و احترام متقابل میان اقوام و فرهنگ های مختلف قراربگیرد آنگاه عاملی مهم و اصلی در حفظ امنیت و صلح بین المللی تأثیر گذارخواهد بود
عوامل کاهش دهنده تنوع فرهنگی :
1- جهانی شدن : جهانی شدن تأثیرات گوناگونی بر معقوله تنوع فرهنگی بر جا گذاشته است یکی از این آثار این بوده است که نیروی جهانی شدن روند تطابق فرهنگی و تحمیل ارزشهای بیگانه را تسریع کرده است طرفداران توسعه فرهنگی برای جهانی شدن ارزشهای فرهنگی خودرا در سراسر جهان به بهانه حذف سایر نظام های فرهنگی و ارائه تصویری نا مناسب و نادرست از آنها در تلاش است پا فشاری بر این رویکرد باعث انزوای سایر فرهنگ ها ناپزیری و قوم پرستی می شود
دومینگ و ولتون : جریان جهانی شدن را به دو دسته تقسیم می کند جهانی سازی اول با تشکیل سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی اول شکل می گیرد و در این دوره حاکمیت دولت های ملی و رعایت اصول و ارزشهای مهم تلقی می شود بعد از آن جهانی سازی دوم با اقتصاد ی برای گردش به سمت یک بازار واحد در سطح جهان( سازمان تجارت جهانی ) شکل می گیرد ولی اهمیت تنوع فرهنگی در روند جهانی سازی وجه سومی را می طلبد که به عقیده ولتون جنبه سوم جهانی سازی در مثلث هویت فرهنگ و ارتباطات خلاصه شده است
نزدیکی فرهنگها:یکی دیگر از عوامل گاهش دهنده نزدیگی فرهنگها به یکدیگر و یک دست شدن فرهنگها است که از نظر فرهنگی به هم نزدیک هستند برای مثال در قاره آسیا کشورهای چین ژاپن و کره دچار یک دستی فرهنگی شده اند و فرهنگ این سه کشور با وجود تفاوت عمده ای که دارند به صورت یک دست در آمده است و تنوع آنها از بین رفته است
تنوع فرهنگی متشکل از تنوع زبانی میراث های فرهنگی هنر سنبل ها و استوره ها است که در بین اینها تفاوت های زبانی عامل اصلی و بنیادی در تنوع فرهنگی است که به این دلیل سازمان یونسکو سال 2008 میلادی را بعنوان سال جهانی زبانها اعلام کرده بود که بخش محوری آموزش در جهت محافظت و ترویج گوناگونی زبانی و فرهنگی تأکید می کند در حال حاضر تعدادزبان های موجود را چیزی در حدود 6000 زبان برآورد می کنند که از میان آنها در حدود نیمی در حالت خاموشی یا فراموش شدن هستند و ازبین این 6000دویست زبان جزو زبان های زنده دنیا هستند
حوزه های فرهنگی جهان امروز :
حوزه فرهنگی جهان امروز را به ده دسته تقسیم می کنند جتیس فلمن براساس موقعیت جغرافیایی ،نژادی ، دین و مذهب و برخی معیارهای دیگر
1- حوزه فرهنگی اروپایی: شامل اروپا ی شمال غربی، جنوبی ،مرکزی و بخشی از اروپای شرقی می باشد
2- حوزه فرهنگی روسی،اسلاو: شامل کشورهای روسیه اکراین وبخشی ازاروپای شرقی وجنوبی می باشد
3- حوزه فرهنگی آمریکای شمالی : شامل کشورهای کانادا و ایالات متحده آمریکا است
4- حوزه فرهنگی آمریکای لاتین : شامل کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی می باشد
5- حوزه فرهنگی اسلامی : شامل کشورهای خاورمیانه آفریقای شمالی و بخشی از صحرای آفریقا و قسمتی از آسیای میانه است این نکته راباید گفت که کشورهای مسلمان آسیای شرقی با توجه به موقعیت جغرافیایی و نژادی ازاین حوزه استثنا است
6- حوزه فرهنگی چینی و ژاپنی : شامل کشورهای چین و ژاپن و کره شمالی و جنوبی است
7- حوزه فرهنگی آفریقای سیاه : شامل کشورهای جنوب و مرکز آفریقا است
8- حوزه فرهنگی هند : شامل شبه قاره هند یعنی هندوستان پاکستان بنگلادش می باشد
9- حوزه فرهنگی آسیای جنوب شرقی: کشورهای اندونزی،مالزی،فیلپین،ویتنام،سنگاپور،برمه و کامبوج
10- حوزه فرهنگی استرالیا یی اروپایی : شامل کشورهای استرالیا وزلاندنو می باشد
شاخص های فرهنگی :
تعریف : در لغت وسیله مشخص کردن هر موضوع را شاخص آن موضوع می گویند شاخص هامعیاریی هستند که بوسیله آن می توان کمیت کیفیت و یا سبوت یک موضوع متغییر را اندازه نمود در واقع اگر واقعیت بیرونی قابل تجربه ما به ازای ذهنی قابل تبدیل به کمیت باشد و با آن بتوان کاهش و افزایش کمیت پدیده را در طول زمان سنجید در این حالت از وسیله اندازه گیری با عنوان شاخص یاد می شود
منابع استخراج شاخصهای فرهنگی :
1- قانون اساسی بیانیه های احزاب سیاسی اعلامیه ها ، سخنرانی های رهبران سیاسی و اسناد تصویب شده که در آنها شرایط مطلوب زندگی و رسیدن به این شرایط نوین مطرح می شود
2- برنامه ها و طرحهای توسعه
3- ادراک مردم وگروه های مورد مطالعه که متاثر از برنامه های فرهنگی هستند
4- مسائل و مشکلات و نیازهای اساسی مردم
5- کم و کیف وظایف و فعالیت دستگاهها و نهادهای مسئول در بخش فرهنگ هنرو ارتباطات
انواع شاخصهای مستقیم و غیر مستقیم را نام ببرید
1- شاخصهای مالی : میزان بودجه را برای امور فرهنگی بیان می کند
2- شاخصهای ساختی:بیانگرساختارنیروی انسانی توزیع امکانات آموزشی تحقیقی دریک بخش فرهنگی
3- شاخصهای جمعیتی : سنجش استفاده از امکانات توسط جمعیت یک جامعه و یا توزیع امکانات نسبت به جمعیت را در نظر دارد
4- شاخصهای بازدهی : برای اندازه گیری اثر بخشی و بازدهی یک فعالیت یا برنامه فرهنگی
اهداف و کارکردهای شاخصهای فرهنگی رفاه و توسعه :
1- اهداف توصیفی : این شاخصهای صرفا اطلاعاتی در باره جامعه مورد مطالعه ارائه می کنند که
می تواند جالب باشد اگر چه فرهنگ جوامع از دیدگاه هنجاری ارزیابی نمی گردد
2- اهداف سنجشی : از هنجارهای صریح یا ضمنی استفاده می شود اساساً به شاخصهایی توجه دارد که برهنجارهای اخلاقی پذیرفته شده جهانی استوار است برتواناییها تاکید دارد که به افراد کمک می کند تا هدفهای متفاوتی را دنبال کنند و کارکردهای متنوعی داشته باشند وی با توجه به اهمیت توانایی افراد مسئله حقوق بشر را نیز مد نظر قرارمی دهد
شاخصهای فرهنگی رفاه و توسعه انسانی
1- شاخصهای آزادی فرهنگی : حقوق زبانی اقلیتها حقوق فردی مثل آزادی بیان برای معرفی این حقوق از شاخصهای کیفی استفاده می شود که مهمترین شاخصهای آزادی فرهنگی عبارتند از :امنیت شخصی ، نبودتبعیض ، آزادی اندیشه و بیان ، حق تعیین سرنوشت خود
2- شاخصهای خلاقیت : مهمترین شاخصهای خلاقیت عبارتند از : هزینه های فرآورده های فرهنگی وفعالیتهای فرهنگی ، خلق فرآورده های جدید ، تعدادافرادی که بطور مستقیم به فعالیت خلاق می پردازند
3- شاخصهای گفتگوی فرهنگی : مهمترین آنها عبارتند از : سواد و دستاوردهای آموزشی ، ابزارارتباطات مانند روزنامه ،تلفن ، رسانه ها ، امکانات پستی ، دورنویس ، اینترنت
4- شاخصهای عملکرد های فکری و زیبایی شناختی: برای عملکرد ها شاخصهای زیر را می توان در نظر گرفت :1 شاخص آموزش ، 2پژوهش ،3تولید موسیقی ،تئاتر ،تهیه فیلم و برنامه های تلوزیونی ،نقاشیها ،4انتشار کتابها ، روزنامه و مجلات جدید ، 5مصرف کتاب ،مجله ،6روزنامه مصرف تولیدات موسیقی ،تئاتر،فیلم برنامه های تلوزیونی نوارهای ویدئویی و موزه ها
5- شاخصهای فعالیت اجتماعی و سیاسی :تعدادی از شاخصهای کلیدی معرف فعالیتهای پایه:1: خشونت ،2:تبعیض ، 3:آزادی سیاسی بخصوص آزادی اندیشه و بیان و آزادی فعالیتهای سیاسی به دلیل سیال بودن فرهنگ و حیطه معنوی آن ، شاخص سازی فرهنگی محدودیتهایی دارد زمینه گسترده و پیچیده فرهنگ و امور فرهنگی و عدم تمایز مرزهای فرهنگی ارزیابی فرهنگ را دشوار می کند
مهمترین موانع ارزیابی و سنجش فرهنگ عبارتند از :
فقدان داده های کامل و کافی ، فقدان چهارچوبی واحد برای تعیین قلمرو فرهنک و امور فرهنگی ، دشواری و درمواردی غیر ممکن بودن ارزیابی ابعاد کیفی فرهنگ
ارزیابی فرهنگی :
ارزیابی یعنی سنجش وداوری عملکرد برنامه ها و طرحهای با توجه به هدفهاو ظوابط و استانداردهای از پیش تعیین شده و شناخت و تحلیل اثرات اقتصادی و اجتماعی اجرائی برنامه ها
ارزیابی : وسیله ای برای سنجش کارائی برنامه ها و ارائه بازخوردی که برای تصمیم گیری موثر است
راهبردهای ارزیابی : 4گروه عمده مطرح است :
1- مدلهای علمی – تجربی : روشها و ارزشها ی خود را از علم بویژه علوم اجتماعی اخذ میکند
2- مدلهای سامانه ای مدیریت گرا : مدلهای pert وcpm (مسیر بحرانی ) از مهمترین آنها ست و دو مدل مطرح شده دیگر utos وcipp است
3- مدلهای کیفی یا انسان شناختی :ارزش موضوعی تفسیرانسانی رادرفرآیندارزیابی موردتاکیدقرار می دهند
4- مدلهای مشارکت گرا : اهمیت مشارکت را در ارزیابی یک برنامه مورد تاکید قرارمی دهد
روشهای ارزیابی مسائل و فعالیتهای فرهنگی :
1- روش تحلیل هزینه و فایده :
کلیه عناصر مالی را محاسبه کرده و تمامی اجزای طرح را بر حسب پول ارزیابی می کند مستند سازی برنامه های بودجه ریزی در امور فرهنگی ارائه تصویری منسجم و روشن از فعالیتهای فرهنگی علمی شدن روش تصمیم گیری در امور فرهنگی دوری گزیدن از کلی گویی و اصطلاحات صرفاً کیفی آسان سازی روش ارزیابی امور فرهنگی
2- روش مطالعه اثرات فعالیتهای فرهنگی :
توسعه فرهنگی را از دیدگاه اقتصاد کلان بررسی می کند و مبتنی بر ضریب فزایندگی است و سهم ملموس فعالیتهای فرهنگی در اقتصاد مشخص می شود یک روش شبه تحلیل هزینه و فایده تلقی می شود که در آن به فایده ها توجه می شود در این روش به ارزیابی تأثیر یک یا چند فعالیت فرهنگی موجود در یک حوزه جغرافیایی پرداخته می شود
3- روش تحلیل هزینه ها و کارآیی :
برای عقلانی کردن گزینه های بودجه ای کاربرد وسیع دارد مجموعه ای از شاخصهاکه ترسیم بیلانی از نتایج یعنی سنجش کارایی طرح مورد نظر را ممکن می سازد
شاخصهای فرهنگی یونسکو
یونسکو در گزارش جهانی فرهنگ در سال 1998و 2002 به ارائه شاخصهای فرهنگی کشورهای مختلف جهان همراه با داده های مربوط به آنها پرداخته است البته این شاخصها به هیچ وجه بر ارزیابی جهانی فرهنگ تدوین نشده اند زیرا فرهنگ جهان متنوع و پیچیده است این شاخصها تنها جنبه هایی از فرهنگ جهانی را که به آسانی قابل تشخیص است نشان می دهد در گزارش سال 1998 یونسکو حدود 125شاخص معرفی شده که طبقات اصلی شاخصهای ارائه شده به شرح زیر می باشد
فعالیتهای فرهنگی :
روزنامه ، کتاب ، کتابخانه ،موسیقی ،بایگانی و موزه ها ، رادیو ،تلویزیون ،سینما
تهاجم فرهنگی ریشه ها شیوه ها و روشهای مقابله با آن
تهاجم فرهنگی بر خلاف ظاهر ساده آن مفهومی عمیق و پیچیده دارد و هدف نهایی آن ازبین بردن خلوص یک آیین و تمدن و وارد کردن عناصر بیگانه و انحراف آن است تهاجم فرهنگی پدیده ای برنامه ریزی شده محسوب می شود که متأسفانه برخی آن را توهم می پندارند و شاید عدم آگاهی از جریانات مرموز تأثیر گذار در تهاجم یا ساده انگاری منشأاین تصور باشد البته نباید از نظر دورداشت که معمولاً خلاء فرهنگی زمینه ساز طمع و تهاجم فرهنگی و اقتصادی بیگانگان است
مفهوم تبادل فرهنگی
هیچ ملتی از فراگیری و استفاده از معارف سایر ملتها و ملیت ها در تمام زمینه ها از جمله فرهنگ و مسائلی که عنوان فرهنگ به آن اطلاق می شود بی نیاز نیست و به همین وسیله تبادل فرهنگی امری لازم و ضروری به شمار می رود در طول تاریخ ملت ها در ارتباطات خود با یکدیگر ، آداب ،چگونگی زندگی ، خلقیات ، علم و فن ، چگونگی لباس پوشیدن ، زبان ، آداب معاشرت ، معارف دین و ... را از یکدیگر فراگرفته اند این نحو ه ارتباطی و تبادلی که تبادل فرهنگی نام دارد مهم ترین نوع ارتباط ملت ها در طول تاریخ تشکیل داده که گاه از تبادل اقتصادی نیز مهم تر بوده است ملت ایران در طول تاریخ از ملت های دیگر چیزهای بسیار آموخته است و به همین ترتیب فرهنگ بومی خودرا نیز در کنار یادگیری از دیگران به آنها آموخته است این امربرای ماندن معارف و حیات فرهنگی در سرتاسر جهان روندی ضروری و مستمر محسوب می شود به طور مثال تحت کوشش برخور داری از وجدان کار علاقه مندی و اشتیاق به کار وقت شناسی نظم و ترتیب ،ادب و احترام به خصوصیاتی است که ملت ها بدان علاقمند بوده و در صددآموختن یا آموزش آن بر آیند
مفهوم تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی عبارت است از هجوم یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی به بنیادهای فرهنگی یک ملت به منظور بی هویت کردن و سپس اسیر کردن آن ملت و اجزای مقاصد خام و مورد نظر خویش از طریق یک برنامه مشخص و از پیش تعیین شده در محیط هایی که یک فرهنگ ملتی و مدافع حیثیت خود وجود دارد اولین هدف تهاجم فرهنگی از میان بردن یا تضعیف فرهنگ بومی و سپس جایگزینی آن با فرهنگ وارداتی مورد نظر است بررسی تاریخی نشان می دهد که استعمار گران قبل از ورود سیاستمداران سربازان و نظامیان خود در آسیا آمریکای لاتین و آفریقا ابتدا میسیون های مسیحی و هیأت های تبشیری مسیحی که وظیفه شان تبلیغ مسیحیت بود را وادارمی کردند و پس از مسیحی ساختن افراد طناب استعماری را به گردن آنها انداخته و با دور کردن آنها از فرهنگ ملی و بومی آنها را از خانه و کاشانه آواره می نمودند از طرف دیگر در تهاجم فرهنگی استعمارگران خصوصیات خوب و پسندیده خود را به سایر کشورها و ملت ها صادر نمی کنند بلکه به صدور خصوصیاتی می پردازند که با ایجاد غفلت در آنها از طریق دور شدن از فرهنگ ملی و بومی زمینه غارت و چپاول منابع این کشورها را فراهم آورند تاریخ ایران خود گواه این مدعاست هنگامی که اروپایی ها تهاجم فرهنگی را به کشورما آغاز کردند صفات و روحیات پسندیده آنها چون وقت شناسی شجاعت خطر کردن کاوش و کنجکاوی در مسایل و موضوعات علمی نظم ودقت و ... به کشورما وارد نشدبلکه تنها بی بندو باری اخلاقی و جنسی را وارد کشورمان کردند تا از طریق آنها به چپاول و غارت منابع فراوان ایران بپردازند
3- ويژگيها و تفاوتهاى تبادل فرهنگى و تهاجم فرهنگى
برخى از ويژگى ها وتفاوت هاى تبادل فرهنگى و تهاجم فرهنگى به قرار زير است :
1- در تبادل فرهنگى ، هدف باوركردن وكامل كردن فرهنگ ملى و بومى است ، ولى در تهاجم فرهنگى ، هدف متفرق كردن ، ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملى ميباشد .
2- در تبادل فرهنگى ، ملت گيرنده - فرهنگ ، امور مطبوع دلنشين ، خوب و مورد علاقه را ميگيرد ، ولى درتهاجم فرهنگيى ، دشمن نقطه اى از فرهنگ خود را به ملت مقابل و گيرنده ميدهد كه از طريق آن به هدف خود دست يابد .
3- تبادل فرهنگى دو طرفه و با علاقمندى است ، درحالى كه تهاجم فرهنگى از طرف دشمن انجام ميشود تا فرهنگ مقابل را ريشه كن كند .
4- تبادل فرهنگى در هنگامه قوت و توانايى يك ملت ، ولى تهاجم فرهنگى در روزگارضعف يك ملت صورت ميگيرد .
5- تبادل فرهنگى دركمال اختيار صورت ميگيرد ، در حالى كه تهاجم فرهنگى با زور گويى همراه است .
6- تبادل فرهنگى در فضاى صاف و صدق و دوستى است ، ولى تهاجم فرهنگى در فضاى ريا و كينه توزى و دشمنى است .
7- تهاجم فرهنگى ، همانند تبادل فرهنگى ، يك كار آرام و بى سرو صدا است به عبارت ديگر ، كار فرهنگى اعم از تبادل فرهنگى يا تهاجم فرهنگى كارى بى سروصدا بوده و نياز به هوشيارى جدى دارد .
4- ريشه هاى تاريخى تهاجم فرهنگى
تهاجم فرهنگى غربى عليه ملت و كشور ايران به طور مشخص از دوران رضاخان آغاز شد . البته قبل از آن مقدمات تهاجم فراهم شده ودر كنار كارهاى فراوان ، روشنفكران وابسته را به داخل كشور گسيل كرده بودند ، زمانى كه غرب مسلط و پيشرفته درعلم و تكنولوژى مى خواست پايگاه نفوذ وسلطه خود را در ايران مستحكم نمايد ، ابتدا از طريقه روشنفكرى و عناصر خود فروخته وارد شده و اقدام كرد .جریان روشنفکری در ایران از دوره قاجاریه به بعد بیمار و وابسته متولد شد متاسفانه معدود روشنفکران سالم و خالص میان روشنفکران وابسته فرصت ظهور و بروز نیافته و در میان آنها گم شدند این جریان از ابتداوابسته بود تا زمان رضا خان پهلوی جریان روسنفکری در کشور ما جایگاه و پایگاه خود را کسب نکرده و نتوانست تأثیر عمده ای در کشور بگذارد رضا خان پس از رسیدن به قدرت بزرگ ترین قدم را به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت سلطه غرب و استعمار انگلیس در ایران برداشت وی به دستور اربابان خود با اقداماتی از قبیل عوض کردن لباس مردم کشور کشف حجاب ممنوعیت دین و شعائر دینی و عزادارزی و تغییر سنت های مردمی بومی بزرگترین خیانت را به کشور و مردم ایران و مهمترین خدمت را به کشورهای غربی و در راس آنها انگلستان انجام دادو به چهره محبوب غرب البته نه محبوب آحاد مردم و افکار عمومی بلکه محبوب سلطه گران و سیاستمداران غربی تبدیل شد بدین ترتیب تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام و ملت ایران از زمان رضا خان به صورت جدی آغاز شده شکل های گوناگونی را یافته و تجزیه کرد این تهاجم در دوران محمد رضا خان به خصوص در 20سال آخر حکومت وی شکل خطرناک تری پیدا کرد
شیوه های تهاجم فرهنگی :
1- اتهام ضدیت نظام جمهوری اسلامی ایران با آزادی این اتهام در حالی صورت می گیرد که به جرأت می توان ادعا کرد که ایران اسلامی یکی از کشورهایی است که آزادی در چهارچوب موازین اسلامی در انواع مختلف آزادی بیان عقیده و ... وجود دارد
2- سست کردن پایه های ایمان جوانان نسبت به موضوعات دینی اعتقادی و مذهبی است