عناصر و اجزاء فرهنگ :

1- هنجارها ، هنجارها مقررات و قواعد اجتماعی هستند که رفتار مناسب و نامناسب را در موقعیت های وتفاوت و مورد نظر تعیین می کند

الف ) آداب و رسوم : آداب ورسوم شامل شیوه های زندگی و عادات خاص یک ملت مردم یا یک جماعت می شود یا به عبارتی مدل های اساسی رفتارکه افراد در یک محیط اجتماعی می پذیرند

ب ) عرف : معیارهای سنتی و تجویزی هستند که گروه اجتماعی را با تحت قاعده در آوردن رفتار فرد حفظ می کنند که بر باورهای اخلاقی مبتنی بر درستی یا نادرستی و خوبی و بدی آنها استواراست

ج) قوانین :  قواعدی هستند که توسط سازمانهای سیاسی خاص مرکب از افرادی که شایسته بکارگیری قدرت هستند به مورد اجراءدر می آیند

2- ارزشها ، ارزشها انگاره ها و ایده های وسیعی هستند راجع به آنچه مطلوب صحیح و خوب است و اکثریت افراد جامعه در آن سهیم هستند

3- نمادها ، نماد یعنی جایگزین شدن چیزی به جای دیگر مثلاً ویکتوری علامت (7) هر اثر هنری یا علامت یا مفهومی که نماینده و معنی دهنده چیز دیگر باشد یک نماد است نمادها معمولاً علایق هیجانات اطلاعات یا احساسات مشترکی را القاء می کنندو می توانند برای انسجام جامعه و یگانگی اجتماعی موثر واقع شوند

4- زبان ، زبان جهت برقراری ارتباط است

کارکردهای فرهنگ

1- فرهنگ بعنوان جهان فکری اخلاقی نمادی مشترک بین افرادی برای برقراری ارتباط با هم دیگر و ایجاد روابط فامیلی علایق مشترک و شناسایی تفاوتهاو تضادها است

 2- فرهنگ از نظر روان شناسی در قالب ریزی شخصیت افراد کاربرد دارد

3- فرهنگ امکان سازکاری انسان را با محیط و واقعیت ها ممکن می سازد

4- فرهنگ عامل و حدت بخش ارزشها ی اجتماعی است

5- فرهنگ جامعه را از جامعه دیگر مشخص و متمایز می کند

6- فرهنگ تقویت کننده روابط بین افراد و نظم بخش رفتارآنها است

7- فرهنگ ابزارکنترل اجتماع است

8- فرهنگ ساختار خانواده را مشخص می کند (خانواده گسترده ،هسته ای ،هم زیست ،تک والد ،هم افزود،ستاکی )

فرهنگ آرمانی : فرهنگ آرمانی الگوهای رفتاری آشکار و رسماً پذیرفته شده را فرهنگ آرمانی گویند فرهنگ واقعی :  فرهنگ واقعی فرهنگی است که مردم عملاً انجام می دهند

نسبیت فرهنگی : هر عنصر فرهنگی در همان مجموعه فرهنگی یک جامعه مفید قابل اعتنا و معتبر می باشد سنجش معنا و ارزش یک عنصر فرهنگی در ارتباط با بافت فرهنگی آن جامعه از ویژگی های نسبی آن فرهنگ است

ضربه فرهنگی : هنگامی که یک فرد در یک محیط فرهنگی بیگانه و در میان مردمی قرار گیرد که در باور داشت های بنیادی آنها سهیم نباشد دچار ضربه فرهنگی می شود

ضد فرهنگ : ضد فرهنگ به گروههایی تعلق دارد که هنجارها و چشم داشت های فرهنگی غالب را به شدت رد و یا با آن مقابله می کنند

خرده فرهنگ : به گروهی گوچکتر از یک جامعه تعلق دارد که به فرهنگ بزرگتر جامعه به خاطرپذیرش بسیاری از هنجارهای آن وابستگی دارد اما متمایز از فرهنگ بزرگتر جامعه است

فرهنگ پذیری : به فراگرد پذیرش برخی از عناصر فرهنگی از فرهنگ دیگر را فرهنگ پذیری گویند

دگرگونی فرهنگ : هر گاه عناصر و مجموعه فرهنگی تازه ای در یک فرهنگ پدیدار  شوند و بر اثر آن محتوا و ساختار فرهنگ دگرگون شود دگر گونی فرهنگی گفته می شود

* عوامل دگرگونی فرهنگی : 1- تکنولوژی 2- دگرگونی در محیط طبیعی 3- تحولات جمعیتی 4- آگاهی افراد به نیازهای فرهنگی خود

واپسماندگی فرهنگی : فاصله گرفتن بخشی از عناصر فرهنگی یک مجموعه فرهنگی از بخشی دیگر عناصر فرهنگی آن مجموعه واپسماندگی فرهنگی گویند

یک پارچگی فرهنگی : به سازمان و عملکرد کارکردی و یک پارچه همه عناصر و مجموعه های یک فرهنگ یک پارچگی فرهنگی گویند

 

 تعریف جهانی شدن از نظر رابرتسون :

درهم فشرده شدن جهان و تراکم آگاهی نسبت به جهان می باشد

 تعریف جهانی شدن از نظر راترز :

فرایندی اجتماعی است که در آن قید و بندهای جغرافیایی بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است از میان می رود و مردم بطور فزاینده ای از این قید و بندها آگاه می شود  

تعریف جهانی شدن از نظر گیرنز :

به معنای در هم گره خوردن رویدادهای اجتماعی و روابط اجتماعی سرزمین های دوردست با تارو پود های موضعی و یا محلی جوامع دیگر است و به نوعی نوعی تلاقی حاضر و غایب است

جهانی سازی :

در بر گیرنده این معنا و مفهوم است که نیروهایی توانمند در قالب دولت ملت و یا شرکت های چند ملیتی در راستای علایق و منافع خود به کار هم گون و یک دست سازی جهان پرداختند

ابعاد جهانی شدن :

1-    بعد اقتصادی 2- بعد فرهنگی 3- بعد اجتماعی 4- بعد سیاسی 5- بعد علمی و فن آوری

ویژگی های بعد اقتصادی :

- گسترش بخش های اقتصادی مستقل از دولت ملی – گسترش شرکت های چند ملیتی – از بین رفتن مرزهای اقتصادی – حذف موانع حقوقی و قانونی فعالیت اقتصادی در کشورها – جهانی شدن رقابت اقتصادی و حذف تعرفه گمرکی

ویژگی های بعد فرهنگی :

- فشردگی مکان و زمان و پیدایش شرایت جدید فرهنگی در جهان – رشد فزاینده و سایل ارتباط جمعی ماهواره و اینترنت – ظهور فرهنگ مسلط در سطح جهانی – گسترش ارتباطات بین الملل- جهانی شدن ذهن و افق دید بشر

ویژگی های بعد اجتماعی:

- قدرتمند شدن افراد و گروههاو تأثیرآن بر دولت ها – تسلیم دولت ها در برابر تصمیمات و خواسته های گروههای اجتماعی

ویژگی های بعد سیاسی :

- ترویج اندیشه جهان وطنی درروابط بین ملل واقوام – ارتقاء دموکراسی و رشد فرهنگ سیاسی در جهان – تبدیل اقتدار سنتی جوامع به قدرت نظام مند و رقابتی – رشد و گسترش حقوق شهروندی و رشد آگاهی سیاسی در قالب جامعه مدنی – آزادی انتخابات

ویژگی علمی و فن آوری : انقلاب علمی انقلاب در اطلاعات و در ارتباطات است

ویژگی های فرآیندی جهانی شدن (مهم امتحانی )

1- گسترش بازارهای مالی و بورس جهانی به منظور تعیین قیمت های جهانی برای کالاها و تبعیت گردش پولی کشورها از بازارپولی جهانی

2- شکل گیری تجارت الکترونیک یا اقتصاد بدون وضع

3- گسترش نقش و نفوذ شرکت های چند ملیتی و در اختیار قرار گرفتن صنایع مهم توسط این شرکت ها

4- بین المللی شدن فرآیندتولید یا به عبارت دیگر ایجاد زنجیره تولید جهانی

5- گاهش موانع تعرفه ای در امور تجاری از طریق پیوستن به تجارت جهانی

6- شکل گیری اتحادیه های اقتصادی وتجاری

7- گاهش نقش و اقتداردولت ها

8- بسط و گسترش ارزشهای دموکراتیک

9- توجه به حقوق بشر و جامعه مدنی جهانی

10- گسترش عمومیت های فرهنگی و محصولات فرهنگی از جمله ماهواره اینترنت فیلم و هنر و زبان

11- گسترش سازمانهای فرا ملیتی و غیر دولتی شکل گیری جنبشهای جهانی برای  مبارزه با محیط زیست یا سلاح های کشتار جمعی یا دیگر پدیده های اجتماعی و فرهنگی

12- شکل گیری الگوی مصرف جهانی

13- وابستگی متقابل جوامع و کشورهای به هم دیگر

14- گسترش صنعت جهانگردی

15- شکل گیری ارتباطات و نظام رسانه ای جهانی

16- پیدایش جریان جریان آزاداطلاعات

17- شگل گیری خرده فرهنگ های جدید

18- جهانی شدن بزه کاری ها و آسیب های اجتماعی

19- جهانی شدن پول شویی و رانت خواری

ارزش های فرهنگی جهانی شدن

1- برابری جنسیتی 2-اعتقاد به برابری دینی و مذهبی 3- اعتقاد به طبیعی بودن تغیرات اجتماعی و فرهنگی 4- باوربه دموکراسی آزادی و حقوق بشر 5- اعتقاد به مسائل مشترک جهانی 6- اعتقاد به هم زیستی و جهانی فکر کردن 7- پذیرش اقتدار نهادهای بین المللی و توافقات جهانی 8- نسبی بودن هویت ها و ارزش های مللی و محلی

نظریه های جهانی شدن فرهنگ:(امتحانی )

1- نظریه یکسانی فرهنگی : در این نظریه اصل برارتباط با محوریت فرهنگ جهانی به عنوان فرهنگ متقدم و فرهنگ دیگر مناطق به عنوان فرهنگ متأخر و توسعه نیافته می باشد که این ارتباط باعث تکمیل و پیوستگی جهانهای فرهنگی می شود این نظریه بر مرکزیت بازارو سلطه اقتصادی مبتنی است و جهان دوگانه سنتی و مدرن به جهان واحدی با بازارو فرهنگ واحد می انجامد که به منزله پذیرش و تبعیت از تمدن و فرهنگ مدرن و همسانی با غربی شدن است

 آثار منفی یکسانی فرهنگی : (امتحانی )

1- فراهم آوردن نابرابری انسانی اجتماعی و اقتصادی در سطح مللی و بین المللی 2- تشکیل نظامی گری و تولید جنک افزارها 3- رابطه یک سویه بازار و غلبه نظام کالایی و انفعال مصرف کننده 4- نابودی فرهنگ انسانی

الف )نظریه مک دو نالدی شدن جامعه جورج ویتزر

این نظریه مبتنی بر سه نیروی جهانی شدن شامل سرمایه داری مک دونالدی شدن و آمریکایی شدن براساس این نظریه مدیریت علمی و بوروکراسی از حوزه قضا تولید و مصرف شروع و به کل جامعه سرایت می کند که موجب تحول در آموزش و پرورش مراقبت سلامت ،مسافرت ،فراقت ،رژیم غذایی ،سیاست خانواده،نظام سود آوری ،محاسبه پذیری ،کنترل، مدیریت و نظارت در جهان شده است که به عنوان معاصر ترین شکل عقلانیت شناخته می شود

ب ) نظریه ارزشهای جهانی اینگهارت

براساس این نظریه سطح جهانی جوامع به سوی یکسانی ارزشها با غلبه ارزشهای فرا مادی می رود و هویت جهانی را در سایه هویت آمریکایی و ارزشهای آن بیان می کند و جایگاه مستقلی برای فرهنگ های محلی و بومی کمتر قائل است این نظریه معتقد است که در روند اجتماعی شدن ارزشهای مادی به سمت ارزشهای فرامادی حرکت میکند و ارزشهایی چون آزادی خواهی بالا بردن کیفیت زندگی درک و آگاهی عمومی و تنوع نیازها بر ارزشها ی مادی غلبه می کنند لذا در جهان یکسان جوانان اهمیت کمتری به امنیت اقتصادی و جهانی می دهند و گروههای مسن تر به خاطر اینکه طعم عدم امنیت اقتصادی را چشیده اند ارزشهای مادی را در اولویت قرار می دهند

2- نظریه های تضاد :

بر اساس این نظریه جهانی شدن ادامه گسترش نظام سرمایه داری در کل جهان است و مرکزی ترین عنصر آن تضاد بین فرهنگ ها و تمدن ها است بر اساس این نظریه اصل بر محوریت غرب است ولی غرب ذاتاً تمدن و فرهنگ رقیبی برای خود قایل نیست از جمله نظریه پردازان این مکتب مارکس ،سمیرامین ،ایمانوئل والرشتاین و هانتینگتون

نظریه سمیر امین در مورد جهانی شدن :(امتحانی )

وی معتقد است که نظام جهانی شکل گرفته همچنان بروضعیت های متفاوت و دوگانه مستقراست و تحول تاریخی جهان از تعددو بازار به بازار واحد به نظم جهانی نمی انجامد و نظام جهانی بیشتر بر اساس رقابت بین کشورها و ملت ها در بازار جهانی متکی است تا

لذا انحصار پنجگانه موجود در جهان مانع تحقق همکاری و تعامل بین ملت ها می شود 1- انحصار تکنولوژیک 2- کنترل مالی بازار های سراسر جهان 3- دست رسی انحصاری به منابع طبیعی کره زمین 4- انحصارات رسانه ای و ارتباطی 5- انحصار برسلاح های کشتار جمعی                

قضای مطرح در ادبیات نظری جهانی شدن فرهنگ

1- جهانی شدن با فرآیند تجددهمراه است

2- جهانی شدن با تشدید وابستگی متقابل جهانی در عرصه های مختلف اجتماعی فرهنگی و اقتصادی شناخته می شود

3- جهانی شدن مرزهای مکانی و زمانی را از بین برده است

4- جهانی شدن فرآیندی متناقض پیچیده و چند ساحتی است

5- جهانی شدن به دلیل وسعت وگستردگی بعنوان یک حتم اجتماعی وتاریخی مشخص میشود

6- جهانی شدن به مانندسایرفرآیندهای اجتماعی دارای فوایدوهزینه هایاپیامدهای منفی ومثبت است

7-  تأثیر گذاری فرآیند جهانی شدن در سطح فردمیانی و کلان قابل بررسی است

8- در فرآیند جهانی شدن خودآگاهی ریسک و اعتماد وجود دارد